دو سه روز نتونستم وبلاگمو بِروز کنم به خاطر شرکت در مجالس سوگواری حضرت سیدالشهدا و دو سه روز دیگه هم نمی تونم چون سه تا امتحان پشت سر هم دارم . وضعم حسابی قمر در عقربه . هیچی درس نخوندم به خاطر سرماخوردگی شدیدی که داشتم . اگه دوستان دعا کنن ، خیلی محبت کردن .

اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.

یکی دو روزه سرماخوردم بدجور . به همین خاطر نتونستم مثل سه چهار روز اول محرم تو هیأت ها شرکت کنم . بدترین حال گیری برا آدم اینه که یه سال منتظر رسیدن این ایام باشه اما به خاطر مریضی ، خونه نشین بشه . البته چون هفته ی آینده امتحان دارم ، اینقدر احتیاط می کنم و بیرون نمی رم ، اگه فقط مشکل سرماخوردگی بود ، حتما می رفتم هیأت . ولی می ترسم برم بیرون و حالم بدتر بشه و امتحانامو خراب کنم .
برام دعا کنید که حداقل تا تاسوعا و عاشورا خوب بشم .
یاحسین
یکی از آخرین تصاویر منتشر شده از آیت الله مجتهدی تهرانی
در این عکس شیخ حسین انصاریان هم حضور دارد
امروز ایران دو نفر از چهره های برجسته ی مذهبی فرهنگی خودشو از دست داد . آیت الله احمد مجتهدی تهرانی و دکتر سید جعفر شهیدی .
توصیه های اخلاقی و معنوی مرحوم آیت الله مجتهدی که قبلا به صورت منظم از شبکه ی قرآن سیما پخش می شد حتما یادتونه . با چه صمیمیت و دلسوزی ، به طلاب نصیحت می کرد . 
دکتر شهیدی هم که برای همه ی علاقه مندان ادبیات فارسی و تاریخ اسلام چهره ی آشناییه . مطالعه ی دو کتاب تاریخ زندگانی حضرت زهرا (س) و تاریخ تحلیلی اسلام ایشون ، خیلی مفیده .
خدا روح هر دو بزرگوار رو که در ایام عزای سیدالشهدا رحلت کردن ، غریق رحمت کنه .

بخشی از شعري كه بر كاشي حرم مطهر حضرت حك شده است
زائرين قبر من ، اين شـام عـبرتخانـه اسـت
مدفنم آباد و قصر دشـمنم ويـرانه اسـت
مرغ بی بـال و پرى را اين قفس كاشانه است
پر شكسته بلبلى را ايـن خــرابه لانه است
محو شد آثـار او تـابنـده شـد آثـار مـن
ذلت او عـزت من هـر دو جـاويدانه است

عالم همه خاک کربلا بایدمان پیوسته به لب خدا خدا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید همواره حسین ، مقتدا بایدمان
شعر از مرحوم سید حسن حسینی
صبح بعد از مجلس روضه ، چند تا عکس از آیت الله امجد انداختم . بعد نزد ایشون رفتم تا ببینم از عکس گرفتن ناراحت نمی شن ، در واقع می خواستم یه جور کسب اجازه کنم برای دفعات بعد . بلافاصله با عکس العمل مثبت و محبت آمیز ایشون مواجه شدم و خیالم راحت شد .
تو ذهنم این رفتار پر جاذبه رو مقایسه کردم با رفتار یک عالم بزرگ دیگر که دو سه سال قبل در مسجد همت تجریش ، با جوانی که با موبایلش از ایشون عکسی گرفت ، چنان برخوردی کرد که آن جوان که بسیارهم پسر محجوب و سربزیری بود عین برف آب شد و از اون به بعد دیگه تو مجالس او رو ندیدیم .
رمز محبوبیت علمایی مثل آیت الله محمود امجد در بین جوانان و دانشجوها در همین رفتار جذاب و پسندیده ست .

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین السلام علیک یا ابا الفضل العباس

فردا شب ، شب اول محرمه . در مساجد و حسینیه های شمیران مثل هرسال مراسم عزاداری و سوگواری به صورت گسترده برگزار می شه . چند تا از این برنامه ها رو که به لطف خدا ، هرسال در اونها شرکت می کنم خدمتتون معرفی می کنم. ( ان شاءالله امام حسین بپذیره )
1- هیأت رزمندگان شمیرانات با مداحی حاج محمود کریمی .
از شب اول تا روز عاشورا . هر روز از ساعت 3 تا اذان مغرب . امامزاده علی اکبر چیذر
2- حسینیه ی پائین جماران ( دهه اول )
سخنران حاج مهدی قاسمی ، مداح : حاج حسن میرزائی و علی استاد هاشمی
3- سخنرانی آیت الله فاطمی نیا و آیت الله امجد
از روز اول تا پنجم محرم . صبح ها بعد از طلوع آفتاب .
آدرس : جماران ، خیابان شهید حسن پور ، کوچه ی ششم
4- سخنرانی استاد حاج مهدی قاسمی ( دهه اول )
ساعت 7 صبح : نیاوران – منظریه – بیت الشهداء شاه حسینی
ساعت 8 صبخ : تجریش . انتهای خیابان آیت الله ملکی ( سعدآباد ) – حسینیه ی ثارالله
5- سخنرانی حجت الاسلام میثم علی پناه ( دهه اول )
مسجد اعظم تجریش
انتظار یک ساله مون رو به پایانه و محرم داره میاد . اگه خدا بخواد و اجازه ی حضور و بهره گیری از ایام عزای سیدالشهداء رو باز هم بهمون بده و البته امتحانات دانشگاه بذاره ، روزهای باصفا و عزیزی رو در پیش داریم . آب و هوای محرم ، امسال هم مثل دو سه سال قبل برفی و سرده . بعضی از دوستان می گن محرم خوبه همیشه با روزهای داغ تابستون مقارن باشه ، که مسلما با توجه به گردش سال ، چنین ایده ای فقط یه آرزوی دست نیافتنیه . اصل کار دله ، که همیشه گرمه ، چه محرم تابستون باشه چه زمستون . به فرموده ی پیغمبراکرم ، محبت امام حسین در دلهای شیعیان حرارتی ایجاد کرده که تا روز قیامت از آن کاسته نمی شود .
عزاداری محرم در شمیرانات همیشه پرشور بوده و ان شاءالله امسال هم همینطوره . در روزهای آینده سعی می کنم اطلاعاتی راجع به برنامه های سخنرانی و عزاداری ایام محرم در شمیران ، تو وبلاگ قرار بدم .
قالب وبلاگ رو عوض کردم تا اینجا هم ، تو فضای مجازی ،حال و هوای محرم داشته باشیم .
کم کم پیراهن مشکی ها تونو به تن کنید ، شال عزا رو به گردن بیندازید ، کوچه ها رو سیاهپوش کنید ، خیمه ها رو بر پا کنید ... قافله داره به کربلا می رسه ... محرم نزدیکه .

این عکس رو امروز ظهر گرفتم ، تو یکی از کوچه های جماران
حسینیه قائمیه شمیران
دیشب رفته بودیم حسینیه ی قائمیه شمیران برای شرکت در هیأت روضة الحسین، که هیأت آذری زبان هاست. محفل خوبی بود. گویا هر ساله در آستانه محرم چنین مراسمی دارن و توسلشون هم به صورت خاص به قمر منیر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس هست.

همونطور که انتظار می رفت اکثر حضار ترک بودن و مداحان هم بیشتر ترکی خوندن. تعداد مداحان هم ماشاءالله کم نبود. روضه خونی به زبان ترکی سوز خاصی داره و حتی اگه آدم نفهمه که مداح چی می گه ، باز هم اثر خودشو می ذاره. نظم و سکوت حضار و توجه کاملی که به مراسم داشتن ، در عین حال که مجلس بیش از سه ساعت طول کشید، خیلی قابل توجه بود. ضمنا پذیرایی شون هم خوب بود و با جوجه کباب فیض اکمل بردیم!
عکس های مراسم رو در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب...

در جشن عید غدیر امسال ، حاج محمود کریمی شعر طنزگونه ای که خودش سروده بود رو خوند پیرامون مقایسه ی اوضاع اجتماعی قدیم و جدید، که بسیار مورد استقبال حضار قرار گرفت. یکی از دوستان که جلسه رو ضبط کرده بود، متن این شعر رو در اختیارم گذاشت. ضمن تشکر از او، ابیاتی از این شعر رو می خونید:
قدیم ندیما که فقط صفا بود
موبایل و اینترنت و سی دی نبود
بزرگترا بالای خونه جاشون
کوچیکترا کنار دست و پاشون
صبحونه نون سنگک داغ و پنیر
یه ذره سرشیر و عسل با فتیر
شبهای یلدا شب قصه گفتن
دختر پادشاه و هیزم شکن
سبزی پلو با ماهی مون به راه بود
نخودچی کیشمیش روی کرسی ها بود
کار خونه با دخترای خونه
کار بیرون با پسرای خونه
عروسی ها ساده بود و بی ریا
مهریه ها یک سفر کربلا
رسم و رسومی داشت خواستگاری
خاطره هاش تو عکس یادگاری
از اون زمان که سادگی تموم شد
خوشی به زندگی ما حروم شد
پول زیاد حق تقدم شده
روکم کنی عادت مردم شده
دنیا دیگه عوض شده راست راسی
حرف می زنن راست و بی رودرواسی
خونه کلنگی ها که سنگی شدن
آدما اکثرا کلنگی شدن
آیفون اومد جای کلون و کومه
سادگی رفت تو سطل خاکروبه
کفشای جورواجور بجا ارُسّی
شومینه و شوفاژ بجای کرسی
لامپای مهتابی بجای توری
کتری های برقی بجای قوری
اُدکلن اومد جای عطر قمصر
شیر هلندی جای شیر مادر
لنزای رنگ وارنگ بجای عینک
شادونه رفت و جاش چیپس و پفک
نوشابه اومد جای سرکه شیره
پیتزا اومد بجای ارده شیره
آخر برنامه غذایی مون نوشته
گالینابلانکا جای آش رشته
جوونامون بعضی ها قِرتی شدن
اعتیاد اومد و زپرتی شدن
با آمپول و قرص و کراک و شیشه
هیچ کسی عاقبت بخیر نمی شه
میدون سید اسماعیل دوباره
به رونق افتاد از لباس پاره
سوراخ سوراخه همه ی لباسا
تیپ جوونا مثله آس و پاسا
یه روزی کله ی کچل مد می شه
یه روز کله ها مثله هدهد می شه
تو قهوه خونه ها جوونِ بیجون
شب تا سحر نشسته پای قلیون
صبحا که موقع حساب کتابه
تازه طرف تا لنگ ظهر می خوابه
بعدِ ناهار و ساعت اداری
دنبال کار می گرده از بیکاری
به هر محله مشغول سرکشی
شش نفری می رن مسافر کشی
...
خونه کلنگی ها که سنگی شدن
آدما اکثرا کلنگی شدن

عید غدیر رو خدمتتون تبریک عرض می کنم. به قول یکی از اساتید نباید عید غدیر رو یه عید شیعی معرفی کرد ، بلکه غدیر یه عید اسلامیه. البته نمی شه انکار کرد که عید غدیر برای ما شیعه ها یه نمک دیگه ای داره ، چون اصل و امتیاز شیعه از همین روز نشأت می گیره . ان شاءالله همه مون جزء شیعیان حقیقی آقا امیرالمؤمنین باشیم .
امشب حاج آقا مهدی قاسمی که پس از چند ماه، دوباره در هیأت رزمندگان شمیرانات، در امامزاده علی اکبر چیذر حضور پیدا کرده بود و قبل از حاج محمود کریمی سخنرانی کرد، یه حدیث بسیار تأمل برانگیز از امام جعفر صادق (علیه السلام ) نقل کرد به این مضمون که :
" برای اثبات هر قضیه و جریانی ، شهادت دو نفر کفایت می کنه ، آیا برای اثبات غدیر حضور120 هزار شاهد کافی نبود ؟ "
الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و اولاده المعصومین علیه و علیهم السلام

هفته قبل ، از مراسم مسلمیه که برگشتیم ، برف خوبی می اومد و زمین سفیدپوش شده بود. این عکس رو حدود ساعت 40/1 شب در خیابان منظریه نیاوران گرفتم.

چشم اندازی از اطراف مسیر کلکچال در آخرین غروب پائیز ۸۶
من همیشه از رفتن پائیز خوشحال می شم ، با اینکه خودم متولد پائیزم ولی اصلا احساس خوبی نسبت به این فصل ندارم . نمی دونم چرا ، شاید چون طبیعت شادابی خودشو از دست می ده و درختها بی برگ می شن و ...
بنابراین دیروز حس خوبی داشتم از رفتن پائیز ، گرچه همراه اون نود روز از عمر ما هم سپری شد.
عصر جمعه به همراه دوستم سید عماد سری به کوه زدیم ، مسیر کلکچال تا قهوه خونه ی آقا مجید منائی رو پیمودیم ، آب و هوایی عوض کردیم و برگشتیم . برف خوبی نشسته بود و مردم لذت می بردن از زیبایی های کوهستان ، البته چه خوب می شد اگه هوا تمیز بود.
قهوه خونه ی آقا مجید هم توقفگاه مناسبی برای اونایی بود که می خواستن چیزی بخورن یا گرم بشن . ضمنا سگ های ولگرد کوه هم اون دور و بر زیاد بودن و البته همگی تحت امر آقا مجید . فرصت خوبی بود برای عکاسی از سگ ها ، چون در شرایط عادی می ترسم به سگ ها نزدیک بشم.
بعضی از عکسهای دیروز رو ادامه مطلب در ببینید.

سگ های کوه دور آقا مجید حلقه زده اند
ادامه مطلب...


