
نخستین سالگرد درگذشت آیت الله توسلی پنج شنبه شب، 24 بهمن 87 با حضور چهره های سیاسی، در حسینیه شماره ۲ جماران برگزار شد.
سایر عکسها در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
شمیران و انقلاب اسلامی
معتقدم اگر قرار باشد یک روز کتاب پژوهشی جامعی پیرامون نقش هر یک از نقاط کشور در پیروزی انقلاب اسلامی تألیف و منتشر شود، شمیران فصل برجسته و حجیمی از آن را به خود اختصاص خواهد داد.
اسناد و مدارک بسیار زیادی که از نقش مردم، مساجد،روحانیت و روشنفکران شمیران موجود است، تردیدی باقی نمی گذارد بر اینکه شمیران جزو مؤثرترین مناطق ایران در انقلاب اسلامی بوده و البته صد افسوس که هنوز هیچ اثر مستقل و قابل اعتنایی در این مورد به چاپ نرسیده است.
بحث تفصیلی در این مورد خارج از ظرفیت این وبلاگ است، اما به مناسبت ایام دهه فجر به برخی از محورهای عمده این نقش آفرینی اشاره گذرایی می کنم و تفصیل آن را به وقت دیگر و جای مناسب تری موکول می کنم.
1- قرار داشتن دو کاخ اصلی پهلوی در شمیران، یعنی کاخ های نیاوران و سعد آباد و نیز منازل قصرگونه و باغ های اشراف، مقامات، افسران، درباری ها و همپالگی های ایشان در بهترین نواحی شمیران موجب شده بود اهالی منطقه از نزدیک شاهد فساد و ریخت و پاش های رژیم و وابستگان آن باشند و در نتیجه حساسیت و نفرت مضاعفی نسبت به آنها پیدا کنند.
البته سابقه این نفرت به اواخر قاجار و کوچ دادن اجباری بخشی از اهالی نیاوران به حصاربوعلی فعلی به منظور تصاحب زمین ها و باغات شان و احداث کاخهای صاحبقرانیه و نیاوران باز می گردد. مدت زیادی نگذشت که نوبت به اهالی اسدآباد و سعدآباد تجریش رسید و زمینهایشان توسط رضا خان پالانی غصب شد و مجموعه کاخ های هیجده گانه سعدآباد به جای املاک مردما بنا گردید. حکومت ظلم و جور قاجار و پهلوی در دوره زمامداری ننگین خود، بسیاری از خانه ها، زمینهای عمده و مستعد کشاورزی و باغات مردم شمیران را به زور غصب کرده و به تملک خود و اطرافیان درآورده و بخشی از آنها را نیز به سفرای خارجی حاتم بخشی کردند. به همین خاطر است که حتی تا به امروز منازل و باغ های متعلق به سفارت خانه های خارجی در جای جای شمیران خودنمایی می کنند.
مردم شمیران بیشتر از هرشهر دیگر ایران، پرونده سیاه پهلوی را به چشم دیدند و تردیدی برای همراهی با انقلاب نداشتند.
2- باورهای عمیق دینی مردم شمیران از گذشته ها زبانزد بوده و در نتیجه این منطقه دارای مساجد و تکایای با سابقه و دیرپایی است. مساجد برای شمیرانی ها مثل همه جای ایران، پایگاه اصلی مبارزه بود. مراکزی چون مسجد همت تجریش، مسجد جماران، مسجد جوزستان، مسجد رستم آباد، مسجد صاحب الامر پایگاه های اصلی مردم شمیران در مبارزه علیه طاغوت بود. به عنوان نمونه کتاب تاریخ مسجد همت تجریش که در سال های اخیر منتشر شده، بخشی از نقش آفرینی این مسجد در دوران انقلاب را بازگو می کند. به امید آنکه برای سایر مساجد فعال شمیران در دوره انقلاب نیز آثاری وزین تولید شود.

راهپیمایی مردم بعد از نماز عید فطر در سال ۵۷ - تپه های قیطریه
3- بخش مهمی از روحانیت شمیران از همراهان و همگامان برجسته انقلاب اسلامی بوده اند. گرچه در آن برهه شمیران نیز مثل سایر نقاط، عاری از روحانیون مخالف نهضت نبود، اما به یقین می توان گفت که از ابتدا روحانیت انقلابی، به خاطر شجاعت و البته حمایت پررنگ مردم، روحانیت واپس گرا و غیر انقلابی را به حاشیه رانده بود. حضور روحانیون و عالمانی چون مرحوم آیت الله مصطفی ملکی، شهید شاه آبادی، حجج اسلام سید مهدی امام جمارانی، مهدی کروبی، موسوی خوئینی ها، دین پرور، رسولی محلاتی و بعدها حجج اسلام موحدی ساوجی، دعاگو، شجونی و امثالهم که عمدتا از شاگردان امام بودند موجب شده بود شمیران از لحاظ دسترسی به خط اصیل روحانیت انقلابی احساس خلأ نکند. بر این فهرست باید به رفت وآمد مبارزین برجسته ای همچون آیت الله طالقانی، هاشمی رفسنجانی، شهید مفتح و دکتر شریعتی به مراکز مهم شمیران نظیر مسجد همت افزود.
برگزاری نماز باشکوه عید سعید فطر توسط شهید مفتح در تپه های قیطریه که از نقاط عطف تاریخ انقلاب اسلامی است و با حضور انبوه مردم انقلابی شمیران و تهران برگزار گردید و پس از آن راهپیمایی عظیم صورت گرفت، تنها یک جلوه از درخشش شمیران در فرآیند انقلاب است.
امیدوارم در آینده نزدیک شاهد تدوین آثاری جامع پیرامون نقش آفرینی شمیران در انقلاب اسلامی باشیم.ضمنا فرارسیدن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی رو به شما تبریک عرض میکنم.
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به:
۱- یادداشت روحانیون انقلابی شمیران
۲- خاطرات حجت الاسلام امام جمارانی
۳- خاطرات حجت الاسلام موسوی خوینی ها
۴- خاطرات حجت الاسلام دعاگو
۴- نقش هیأت های مذهبی و مداح برجسته شمیران حاج حجت کسری در انقلاب

در روزهای اخیر سفری به اهواز داشتم. برای سفر به جنوب این فصل سال فرصت مناسبیه چون هوای این مناطق بهاری و بسیار مطبوعه. عکس های زیادی از طبیعت زیبا و چشم نواز خوزستان بخصوص رود عظیم کارون گرفتم که به تدریج در چند بخش تقدیمتون میکنم.

به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت جانسوز ریحانه امام حسین،زهرای سه ساله کربلا، حضرت رقیه سلام الله علیها مجلس عزا و سوگواری برگزار می گردد
سخنران : استاد ارجمند جناب حاج مهدی قاسمی
مداح : ذاکر اهل بیت جناب آقای علی الفت
زمان : شنبه 12 بهمن 1387 مصادف با 4 صفر (شب شهادت)
مکان : جماران – خ شهید سبزی – خ شهید جشنی – پلاک پرچم

امروز صبح تا ظهر "درکه" بودم، هوا سرد بود و آثار برف دیروز، کم و بیش به چشم می خورد. جمعیت زیادی به عنوان کوهپیمایی به درکه اومده بودن که غالب اونهارو دختر و پسرای جوون تشکیل میدادن که لابد 99 درصدشون هم یا نامزد بودن یا خواهر و برادر و خلاصه محرم! و گرنه اینقدر صمیمی نمی شدن!
البته ما برای کوهپیمایی نرفته بودیم، اما دوربینم همرام بود و گرچه حوصله عکاسی نداشتم اما برای دستگرمی، چندتایی عکس از مناظر اطراف گرفتم که تو ادامه مطلب میتونید ببینید.
ادامه مطلب...
یکی از دوستان این داستانک تأمل برانگیز رو برام میل کرده، فکر میکنم برای شما هم جالب باشه.
زندگي
يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى !
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانوادهام كافيه !
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچههام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده مىچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !
آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !
مكزيكى: خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشترىها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...
مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !
مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !
مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریکایی : اونوقت بازنشسته میشی ! میری به یه دهکده ساحلی کوچیک! جایی که میتونی تا دیروقت بخوابی ! یک کم ماهیگیری کنی ! با بچه هات بازی کنی ...!

