دوشنبه 30/6/88

شنبه 28 شهریور 88 که مصادف بود با شب عید سعید فطر، مسجد جامع جماران با حضور حجت الاسلام سید مهدی امام جمارانی و اهالی محله جماران افتتاح شد.
عکس های مسجد و مراسم افتتاح رو در ادامه مطلب ببینید.
|
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه سی ام شهریور 1388 |
یکشنبه 29/6/88
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
سلام و عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر و با آرزوی سرفراز بیرون اومدن همگی شما و خودم از ماه ضیافت خدا. به قول رفقا تازه امشب بعد از غروب فهمیدیم چه نعمتی رو از دست دادیم. روزهای باصفا و پر برکتی که سریع تر از همه ی ایام گذشت. خدا کنه در نامه مقدرات سال بعد، اسم همه مون جزو میهمانان این ماه باشه و باز هم سر سفره رمنضان بشینیم.
چند روزی که گذشت حسابی سرم شلوغ بود و نتونستم وبلاگم رو به روز کنم. از طرفی درگیر برنامه های مربوط به مسجد جماران بودیم. البته مشکل ناخواسته ای هم در سیستم مدیریت بلاگفا پیش اومده بود که مانع بازدید دوستان و حتی خودم از وبلاگ بود.
در مورد رویدادهای این چند روز از جمله راهپیمایی روز قدس و حاشیه های اون، افتتاح مسجد و نماز عید فطر در جماران، حضور آقای هاشمی و حاج حسن خمینی در نماز عید فطر تهران و یکی دو تا موضوع دیگه جا داره که در روزهای آینده پست های جداگانه ای اختصاص بدم.

| + نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 |
جمعه ۲۷/۶/۸۸
برخود فرض میدانم از تمام هموطنانی که در پاسخ به ندای تفرقه آفرین بی بی سی ، VOA و رادیو اسرائیل، با حضور سبزرنگ خود، کلی زور زدند تا به هر نحو ممکن مانع از برگزاری راهپیمایی روز جهانی قدس شوند یا به طور کلی آن را مسخ کنند، اما از آنجایی که مکر خداوند حاکم عادل بالاتر از مکر آنان است، باعث شدند تلنگری بر بخواب رفتگان جبهه اهل حق وارد شود و دوباره شعارها و آئین های این روز با طراوت و نشاط سال های اول انقلاب برگزار گردد، سپاس گزاری کنم.
دراین روزهای آخر ماه مبارک، از صمیم قلب، بازگشت کلیه هم میهنان نا آگاه، به جبهه حق را از درگاه خدا مسئلت دارم و برای سایر سبزهایی که بازگشتشان محال است، روزهایی توأم با حسرت آرزومندم. منتظرحضور همگی انها در سایر راهپیمایی های ملی هستیم تا باز هم بر استحکام صفوف مردم و هوشیاری جبهه حق بیفزایند.
| + نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 |
پنج شنبه ۲۶/۶/۸۸
امیدوارم فردا روز آرزو به دل موندن بدخواهان این کشور باشه. ان شاءالله
| + نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 |
سه شنبه 24/6/88
دیشب سری به زورخانه "شهید مهدی اژدری" یا همون باشگاه باستانی جماران زدیم. مثل هر سال، تمام شبهای ماه مبارک، این زورخانه پذیرای مشتاقان ورزش باستانی از محله های مختلف شمیران و تهران و حتی شهرهای اطرافه.

( میدونم کیفیت عکسها پائینه، از موبایل مستضعفین، انتظار عکسهای بهتر نداشته باشید)
گرچه معدود جوون هایی هم پیدا میشن که به ورزش پهلوانی و زورخانه ای علاقه مندند اما کاملا واضحه که پای ثابت زورخانه ها اکثرا از نسل گذشته و بزرگترها هستند. به هرحال پدیده ورزش باستانی هم مثل خیلی از امور سنتی، در جامعه امروز به حاشیه رفته و شاید از نگاه نسل جدید فاقد جذابیت هایی برابر با ورزش ها و تفریحات مدرن باشه اما این چیزی از ارزش ورزش باستانی کم نمیکنه.
ورزش باستانی و پهلوانی ارزشمنده چون برخلاف غالب ورزشهای امروزی که سوغات غربند، فقط تقویت جسم نیست. خصلت اصلی این ورزش، پیوند عمیق با دین و اخلاقه. روح ورزش باستانی، اقتدا به امیرالمؤمنین به عنوان سرسلسله پهلوانان اخلاق مداره.

به همین خاطر شما زمانی که در زورخانه حضور دارید علاوه بر لذت بردن از احترام، دوستی، و برادری و نمادهای جوانمردی که ولو به صورت ظاهری در زورخانه موج میزنه، بارها و بارها دهانتون با ذکر صلوات و نام امیرالمؤمنین معطّر میشه. حالا این رو مقایسه کنید با فضای استادیوم ها و ورزشگاه ها. جز فحش و ناسزا به بازیکنان و بستگان و اجداد و نوامیس! تیم مقابل و حتی گاهی به تیم محبوبتون و اعصاب خردی در صورت شکست ، یا شادی کاذب در صورت پیروزی و در بعضی موارد تلاش برای سرافکنده کردن و تحریک هوادران تیم شکست خورده حریف چه چیزی عاید حاضران در استادیم میشه؟ ( بی خیال پول و وقتی که تلف میشه یا صندلی هایی که کنده یا شکسته و اتوبوس هایی که نابود میشه و ... ) .

حاج حسن عابدی ذاکر اهل بیت در زورخانه جماران
بگذریم. دیشب به خاطر حضور ذاکر قدیمی و باصفای اهل بیت، حاج حسن آقای عابدی در زورخانه جماران، حال و هوای باشگاه متفاوت از سایر شب ها بود. حاج حسن آقا علاوه بر اینکه چند دقیقه مداحی کردند، در کنار دوستانشون و سایر ورزشکاران، داخل گود به انجام حرکات ورزش باستانی پرداختند و آخرسر هم با دعاهایی قشنگ و پرمعنا، جلسه رو ختم کردند. فردا شب یعنی چهارشنبه هم گویا مجلس گلریزون برپا میشه.
در انتها باید به حاج ابراهیم آقای عرفانی دست مریزاد گفت که در طول این سالها به خوبی چراغ زورخونه رو روشن نگه داشته و خسته نباشیدی گفت به خاطر همتی که در دو سال گذشته برای بازسازی این زورخانه قدیمی مصروف کرده.
در همین رابطه ببینید :
گزارش تصویری خبرگزاری فارس از مراسم بازگشایی زورخانه جماران
گزارش تصویری خبرگزاری مهر از مراسم افتتاح زورخانه بازسازی شده جماران
سخنان قالیباف شهردار تهران در مراسم بازگشایی زورخانه جماران (13 آذر 87 )
| + نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 |
یکشنبه ۲۲/۶/۸۸

عبدالکریم سروش در کنار دکتر حسن حبیبی و دکتر علی شریعتمداری ( اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ) پس از دیدار با امام در جماران
نامه اخیرعبدالکریم سروش رو که خوندم ، گرچه ناراحت شدم اما زیاد به هم نریختم، یعنی خیلی وقته که مثل سابق از خوندن حرفهای سروش مشوّش نمیشم. سروش برای من فقط نماد فکری یه عده آدم پشیمونه، آدمایی که با تندروی های دوره جوونی شون، بسیاری از فرصت های طلایی این مملکت رو بر باد دادند، همون کسانی که در دهه شصت با تقسیم کار دقیق، در گوشه گوشه این کشور پخش شدند و با پُتک افراطی گری و چپ روی، به جون مملکت و نظام نوپا افتادند. همه جا هم بودند.
در دولت،در دستگاه قضایی، در مجلس، در سیستم اطلاعاتی و امنیتی و البته عده ای هم از قبیل سروش و مصطفی معین به دانشگاهها و مراکز علمی گسیل شدند که نتیجه زحمات شون رو سالهاست میبینیم.
اینها خیالبافی و توهم نیست. شاه بیت همین نامه سروش اینه که بلوای امروز، نتیجه سالها تلاش تئوریک و فعالیتهای اوست.
نسل ما و کشور ما اگه تا دیروز چوب افراطی گری های افرادی نظیر سروش و معین و هادی غفاری و خلخالی رو میخورد، دار و دسته رنگ و وارنگی که همگی در نهایت از یک کرباسند، امروز هم داره تاوان پشیمونی چپ ها از گذشته ی سوپر انقلابی کور و متحجرانه شون رو با افراط گری ها و ساختارشکنی های حضرات میپردازه.

در حاشيه هفتمين كنگره جبهه مشاركت/ عبدالكريم سروش، حسين انصاري راد، ابرهيم يزدي، عبدالله نوري
و برام جالبه و البته کاملا قابل انتظار، سکوت چپ های به اصطلاح خط امام در مقابل این نامه. همه میدونن که همکاری سروش با نظام فقط در زمان امام و تحت عنوان عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی بود و لا غیر. سروش این همکاری رو "اعانت به ظالمان" توصیف کرده. تا این لحظه یک نفر از مثلا سینه چاکان خط امامی، در مقابل این اهانت صریح به امام واکنشی نشون نداده. موضع گیری در مقابل حمله به رکن رکین تفکر امام یعنی ولایت فقیه، پیشکش شون. از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام هم توقعی نیست چون مدت هاست پاتوق مریدان آقای منتظری و سروش شده.
سایر فرازهای نامه سروش (البته به غیراز ابیات و اشعار و آیاتی که بر سر نیزه کرده) جز خزعبلات و لاطائلات نیست. من که مدتهاست از خوندن چرندیات سروش و کدیور و اون شیرخرخورده (مهاجرانی) مشوّش نمیشم، فقط به حال و ورز برخی از هم سن و سالان و بعضی دوستانم تأسف میخورم که پادوی این چپ های پشیمون شدن.
| + نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 |
شنبه ۲۱/۶/۸۸
ان شاءالله طاعات و عبادات همگی قبول باشه.
این دو سه روزه که وقت نشد مطلبی بنویسم، روزهای اخر رمضان هم که اوج ترافیک افطاری رفتن ها و افطاری دادن هاست، نمیدونم چند شب اینده بتونم چیزی بنویسم یا نه.
امشب هم در مراسم احیاء ، یاد بقیه از جمله این حقیر باشید. میگن احتمال اینکه شب ۲۳، شب قدر باشه، بیشتر از دو شب دیگه است
| + نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 |
چهارشنبه 18/6/88
معمولا سالهای گذشته شب های
قدر، یا امامزاده علی اکبر چیذر بودم یا مسجد حصاربوعلی. دلیلش هم علاقه مندی به برنامه های حاج آقا مهدی قاسمی و حاج محمود کریمی بود . تا چند سال قبل که هر دو بزرگوار برنامه مشترکی در چیذر داشتن خبالمون راحت بود. حاج مهدی سخنرانی میکرد و حاج محمود مداحی، اما چند سال اخیر که برنامه هاشون جدا شده بود، بعضی شبها میرقتیم حاج محمود، بعضی شبها هم حاج مهدی. از حق نباید گذشت که قرآن به سر گرفتن حاج آقا قاسمی و بخصوص صحبت هایی که به عنوان مقدمه آماده شدن برای مراسم احیاء بیان میکنه، و حالی که موقع مراسم داره و به مستمعین منتقل میکنه، یه چیز دیگه ست.
امسال با اینکه حاج اقا قاسمی از ابتدا گفته بود که هیچ جا مراسم احیاء نداره، ولی انگار زور بچه های مسجد همت تجریش پرزور بود که تونستن حاجی رو بالأخره راضی کنن بیاد.
دیشب هم حاجی صحبت های قشنگی داشت، از جمله اینکه سفارش کرد به کنار گذاشتن کینه ها و کدورت هایی که در جریان انتخابات و حوادث اخیر، بین مردم ایجاد شده. حاج آقا میگفت در روایت داریم در شب قدر خدا همه رو میبخشه به جز 4 نفر : اول شرابخوار، دوم عاقّ والدین، سوم مأیوس از رحمت خدا و چهارم آدمی که در دلش کینه داره.
حاجی میگفت خدا با هر کس، مطابق با نگاه و ظنّی که به پروردگارش داره، رفتار میکنه. خداوند با کسی که به او حسن ظن داره، با رأفت و رحمت برخورد میکنه و با کسی که از او مأیوسه، با غضب.
یاد حرف دوست عزیزی افتادم که چند وقت پیش پدرش رو از دست داده. برام تعریف میکرد که پدرش در طول زندگی خیلی به خدا خوشبین بوده و همیشه میگفته خدا توی این دنیا که همه چیز بهمون داده، اون دنیا هم خیلی بخواد مجازاتمون کنه، گوشمون رو میگیره و بعد هم میگه بیا برو تو بهشت، دیگه از این غلطا نکنی!
این اواخر به سرطان معده دچار شده بود اما بر اساس اعتمادی که به خدا داشت مارو دلداری میداد و میگفت نگران نباشید، من خیلی زود راحت میشم و شما هم بابت مریضی من به دردسر نمی افتبد. همین طور هم شد، بعد از دو ماه مریضی که نشانی از درد و زجر هم نداشت، در حال نماز، سر به سجده گذاشت و دیگه بلند نشد. خوشا به حالش.
به قول اون بزرگ : کاش ما حداقل به اندازه پول توجیبمون به خدا اعتماد داشتیم!
| + نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |
سه شنبه ۱۷/۶/۸۸

اما شب قدر !
شبي كه باران فرو ميبارد، هر قطرهاش فرشتهاي است كه بر اين كوير خشك و تافته، در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوختهاي و جان عطشناك مزرعهاي فرو ميافتد و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد ميدهد.
چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطرهاي از آن بر پوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن! هركسي يك تاريخ است. عمر، تاريخ هر انساني است و در اين تاريخ كوتاه فردي، كه ماهها همه تكراري و سرد و بي معني مي گذرد، گاه شب قدري هست و درآن از همه افقهاي وجودي آدمي فرشته ميبارد و آن روح، روح القدس، جبرئيل پيامآور خدايي برتو نازل ميشود و آنگاه بعثتي، رسالتي، و براي ابلاغ، از انزواي زندگي و اعتكاف تفكر و عبادت وخلوت فراغت و بلندي كوه فرديت خويش به سراغ خلق فرودآمدني و آنگاه، در گيري و پيكار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ايثار خويش به پيام!
... در شب قدر به سر ميبريم. سالها، سالهاي شب قدر است، در اين شبي كه جهان ما را در كام خود فرو برده است و آسمان ما را سياه كرده است، باران غيبي باريدن گرفته است، گوش بدهيد، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را ميشنويد، حتي صداي روييدن گياهان را در شب اين كوير ميتوان شنيد.
سلام بر اين شب، شب قدر شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را بناگاه بشكافد، گل سرخ فلق بر لبهاي فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاري گردد. تا صبح بر اين شب سلام !
گزیده ی نوشته ای از زنده یاد دکتر علی شریعتی
چند دقیققه قبل مطلع شدم قراره جناب استاد حاج مهدی قاسمی، شب های قدر در مسجد همت تجریش مراسم احیاء برگزار کنند. مراسم از ساعت ۱۲ شب شروع میشه، ابتدا مداحی حاج حسن میرزایی ، بعد قرائت دعای جوشن کبیر و بالأخره سخنرانی و قرآ ن سر گرفتن توسط استاد قاسمی.
امیدوارم مشمول دعای خیر دوستان عزیز در این شب های نورانی باشم. یا علی
| + نوشته شده در تاریخ سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |
دوشنبه ۱۶/۶/۸۸

هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند
غافل از آنکه خداوند دل با کودکی دارد
که کفش هایش سوراخ است
| + نوشته شده در تاریخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 |
یکشنبه ۱۵/۶/۸۸
- چند روزه کامپیوترم مورد عنایت ویروس های خطرناک قرار گرفته و آنتی ویروس هم از پس مهاجمین برنیومده، ویروس محترم از نوع خیلی خطرناک تشریف دارن چون با نفوذ به کائنات دستگاه، هر چند لحظه یه بار اتصال دستگاه به اینترنت رو قطع میکنن. خدا به خیر بگذرونه! اگه دیدید روزهای بعد خدای ناکرده خبری از ما نشد بدونید ویروس ها ضربه نهایی رو زدن.

- امروز هم جماران بودم، گفتند افتتاح مسجد باز تأخیر افتاده. از تاریخش چیزی نگم بهتره.
ظهرها در تکیه جماران آقای خسروی، از اعضای مجمع روحانیون مبارز سخنرانی میکنه، امروز حرف های خوبی در مورد ولایت فقیه و رهبری میزد.
* * * * * * * *
- قابل توجه دوستانی که در مورد برنامه شب های قدر پرسیدن:
تا جایی که بنده خبر دارم جناب آقای قاسمی امسال در مسجد حصاربوعلی برنامه احیاء ندارند.
حاج محمود کریمی هم امسال به جای چیذر، در مسجد الهادی مجیدیه برنامه داره.
در جماران هم شیخ محمود ریاضت سخنران مراسم احیاست.
| + نوشته شده در تاریخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 |
شنبه 14/6/88
عزیزی تعریف میکرد پریشب جناب استاد امجد رو توی حرم امامزاده صالح در تجریش دیده و التماس دعا گفته، همون موقع آقای امجد برگشته بهش گفته "چرا به من میگی؟ برو سراغ ابوالفضلِ ایران، اگه حضرت ابوالفضل در عراقه، یکی هم توی ایران داریم، همین امامزاده صالح" و این به جهت مشهور بودن امامزاده صالح علیه السلام به اجابت حوائج و مقام والای اون حصرته.

این عکس رو که توش امامزاد صالح، مسجد همت، بیمارستان شهدا و محدوده سر پل تجریش پیداست، خرداد ۸۶ از شمال غربی کلکچال گرفتم
امیرحسین مدرس چند روز پیش از این، چه زیبا نوشته بود:
"به پندار من، تهران همچون طومار گسترده ای است با میلیون ها امضای رنگارنگ و در تردد که آغاز و انجام این طومار را حضرت امامزاده صالح (ع) در شمیران و حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در ری مُهر مِهر زده اند. آستان مطهر حضرت صالح (ع) پناهگاهی است برای هر آنکه استین پاره ای دارد و دل شکسته ای و جان نیازمندی. کم پیش نیامده که به هنگام تشرف کسی را در حال رازگویی و اشکباری و نیاز ندیده باشی و چه حاجت ها که به واسطه فیض این بزرگزاده روا شده است ..."

امامزاده صالح، گذشته ای نه چندان دور
شاید کمتر کسی در تهران پیدا بشه که تا حالا به زیارت این امامزاده واجب التعظیم نرفته باشه.
حرم شریف او، گنجینه ی ذیقیمتی است برای شمیران و یادگار و نمادیست از بارگاه مصفای برادر غریبش آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام.
برای اطلاعات بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به :
| + نوشته شده در تاریخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 |
جمعه ۱۳/۶/۸۸
این دو سه شب، به افطاری دادن و مهمانی رفتن گذشت، امشب نیز. معمولا ترافیک افطاری ها از نیمه ماه به بعد اوج میگیره.
با اینکه قرار بود مسجد جماران فردا افتتاح بشه ولی به خاطر تأخیر در تحویل بخشی از کار، افتتاحیه به دو سه شب آینده ، احتمالا شب نوزدهم، موکول شده. دیشب هم سری به مسجد زدیم، فکر نمیکنم به جز "سردر" و نصب دربها کار عمده ای مونده باشه. البته خیال ما که راحته چون مسئولیتی که در این زمینه داشتیم یه هفته ای میشه که به سرانجام رسیده.
* * *
این هفته، مهم ترین خبر کشور، جلسات بررسی صلاحیت وزرای دولت دهم بود. مجلس تقریبا خوب عمل کرد، بخصوص در مورد ردی اعتماد ندادن به علی آبادی که قلوب ملت شاد شد. کاش میرکاظمی و دانشجو هم رأی نمیاوردن. در مورد اون دو تا خانم هم خیلی خوب شد که رأی نیاوردن . البته نمره منفی دیگه ای در پرونده آقای احمدی نزاد بخاطر کم لطفی به نظر علما ثبت شد و بهانه جدیدی در دست مخالفین دولت برای متهم کردن اون به دوری از مراجع.
صحبت های فرمانده سپاه هم مهم بود. جالب اینکه از بین تمام کسانی که سردار جعفری اسم برده بود فقط ابوالفضل فاتح خیلی برآشفت و تلاش زیادی کرد اردات خودش به ولایت و رهبری رو، مفهوماْ و مصداقاْ اثبات کنه. مشکل فاتح تعصب بیش از حد روی میرحسینه. بیانیه مجمع روحانیون هم که متأسفانه تأییدی بود بر صحبت های جعفری.
| + نوشته شده در تاریخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 |
چهارشنبه 11/6/88
ظهر برای کاری میخواستم برم بازار، بهترین راه، استفاده از مترو بود. وارد ایستگاه مصلی که شدم دیدم جمعیت زیادی منتظر مترو هستن. اول فکر کردم به خاطر برگزاری نمایشگاه قرآن، این ایستگاه اینقدر شلوغه ولی از بقیه مسافرین شنیدم حدود 25 دقیقه ای میشه که معطلن. از بلندگوی ایستگاه مدام اعلام میشد به خاطر نقص فنی، قطارها با تأخیر میرسن. به هرحال یه ربع دیگه گذشت تا مترو اومد.
اونجا که چیزی نشنیدیم ولی قبل غروب فهمیدم که علت تأخیر مترو، خودکشی یه نفر تو ایستگاه دروازه دولت بوده. وقتی فکرشو میکنم میبینم اگه صادق هدایت هم تو این روزگار میخواست خودکشی کنه؛ بهتر از ریل متروی تهران پیدا نمیکرد! البته اون کسی که امروز خودکشی کرد باید علاوه بر پاسخگویی در قبال این گناه بزرگ، برای ضایع کردن وقت ملت هم اون دنیا جواب پس بده. از این لحاظ باز صادق هدایت انتخاب بهتری کرد چون رفت پاریس و جایی خودشو کشت که ربطی به حق الناس نداشت. خودکشی هم خودکشی های قدیم!
اذون ظهر بود که رسیدم چهارراه گلوبندک. ما که شبها توفیق بهره مندی از برنامه مسجد ارک رو نداریم، گفتیم حداقل نمازمون رو اونجا بخونیم. هنوز که هنوزه به محض داخل شدن به صحن این مسجد قدیمی، یاد اون شب تلخ آتش سوزی میفتم. روح همه شهدای ارک شاد. قطعا مسجد ارک به عنوان پاتوق اصلی گریه و مناجات رمضان در ایران، توی تاریخ ثبت میشه، البته با چاشنی حرف های داغ حاج منصور.

شبها اینجا (ارک) چه خبره! جای سوزن انداختن هم نیست.
بازار انگار شب عید، از بس شلوغ بود. بخصوص تعجب کردم از اینکه تو این هوای گرم ، وسط ماه رمضون، این همه زن و بچه توی بازار چه کار میکنن!
از وقتی مسیر گلوبندک تا ناصرخسرو، حالت پیاده رو و سنگفرش شده، به نظرم خیلی بهتر شده و حداقل این یه تیکه، ملت از دست موتوری ها، باربرها و پیاده روهای شلوغ آسایشی دارن. عده ای هم با درشکه سواری حال میکنن!

ضمنا امروز معدود روزه خورها خیلی تو چشم میزدن، جلو چشم همه، قلپ قلپ آب از بطری های تو دستشون (خیلی ببخشید!) کوفت میکردن! از همه بدتر و زننده تر روزه خوری توی حیاط مسجد امام بود.
| + نوشته شده در تاریخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 |
سه شنبه ۱۰/۶/۸۸
"خدا سایه بزرگترا رو از سر کوچیکترا کم نکنه، تا هستن وجودشون برکته"
این جمله رو همیشه مادربزرگم میگه.
یه مصداق این برکت اینه که تا وقتی بزرگترا حضور دارن، به بهانه اونها هم که شده، اقوام هرچندوقت یه بار همدیگرو میبینن.
حالا تو این دوره زمونه که فرصت همنشینی اقوام نزدیک هم کم پیش میاد چه برسه به فامیل دور، به دعوت یه بزرگتر خوب به نام حاج محمد اژدری جمعی از خویشاوندان دور و نزدیک ما، هر سال برای یه شبم که شده دورهم جمع میشن و دور سفره افطاری منزل ایشون، دو سه ساعتی با هم هستن.
تو پرانتز عرض کنم: نمیدونم با این حرکت پرشتابی که جامعه ما به سمت و وسوهای دیگه داره، مفاهیمی مثل برکت، بزرگتر، با هم بودن، صله رحم و امثالهم چه سرنوشتی پیدا میکنن؟
امیدوارم هیچ وقت زندگی "بی برکت" نشه.
| + نوشته شده در تاریخ سه شنبه دهم شهریور 1388 |
دوشنبه ۹/۶/۸۸

مرا از بند این دنیا رها کن
بیا و یک نظر بر من بیافکن
سپس من را به دردت مبتلا کن
مرا در آتش عشقت بسوزان
دل من را به رنگ خود حنا کن
بیا و با نگاهی در دل شب
مس من را به اشک خود طلا کن
همیشه من تو را خواندم و لیکن
شبی آقا - شما من را صدا کن!
میان گریه هایت در شب تار
به عبد بی سر و پایت دعا کن
| + نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم شهریور 1388 |
یکشنبه ۸/۶/۸۸
معمولا هر روز غروب برای افطار از نانوایی نزدیک منزل نون تازه میخرم، دیشب که مهمون داشتیم زودتر به نانوایی رفتم. از شانس ما، شلوغ تر از همیشه بود ولی امیدوار بودم و با یه حساب سرانگشتی حدس زدم که تا موقع اذان نوبتم میرسه. در همین افکار بودم که سر و کله ی یه ماشین پلیس پیدا شد و آژیری کشید. شاطر سریع شرفیاب شد و سفارش گرفت و برگشت. گفتیم لابد برای روزهای بعد سفارش گرفته ولی زهی خیال باطل، تعداد قابل توجهی از نون های تازه رو از تنور بیرون آورد و تفدیم افسر نیروی انظامی کرد. مرم زیر لب غرغر میکردن و میگفتن حالا یکی دو تا عیب نداره ولی این همه نون بی نوبت اون هم دم اذون که همه میخوان سریعتر به سفره افطار برسن، واقعا زور داره.
اعصابم خرد شده بود. از منزل هم تماس گرفتن و گفتن مهمونا اومدن و لذا خودمو سریعتر برسونم. ربنا تموم شده بود و سه نفر هنوز جلوتر از من تو صف بودن. ولی انگار امشب نیروی محترم انظامی کلید کرده بود روی این نانوایی و به این راحتی ها دست بردار نبود. آخه این بار یه تویوتا نیسان پر از سربازان جان برکف به طلب نان آمده بود. شاطر و کارگران نانوایی هم که انگار زبونشون رو قورت داده بودن با اشاره سر و دست اعلام کردن اولین نان هایی که از تنور بیرون بیاد بلافاصله تفدیم سبزپوشان ناجا میشه. دیگه واقعا کفر ملت دراومده بود و هر کس به نوعی اعتراض میکرد. از همه آشفته تر جوانی بود که جلوی من ایستاده بود و قریاد زد "شماها عوض اینکه مجری و حافظ قانون باشید، اول و آخر قانون شکنها هستید"
رگ های گردن جان برکفان برجسته شد، جوان بخت برگشته رو احضار کردن و نزدیک بود به خاطر اعتراض بر حقی که کرده بود، گوشمالی بدن. داد و بیداد بقیه مردم هم به جایی نرسید و باز نان های داغ و تازه به مأموران پلیس رسید. مردم بیتاب و روزه دار هم طبق عادت ملی! به جای فحش به خاطیان، شروع کردن به بد و بیراه گفتن به حکومت و حاکمان.
ده دقیقه از اذان مغرب گذشته بود که تازه به وصال نان بربری نائل گشتیم. وقتی به منزل رسیدم، مهمونا با نون بیات روزهای قبل، روزه شون رو باز کرده بودن. یعنی زمستون تموم شده بود و سیاهی مونده بود به من ذغال!
به این ترتیب ،فقط به خاطر بی مسئولیتی و وظیفه نشناسی چند نقر از کوچک ترین عمال حکومت، چه راحت شرمندگی از آنِ ما شد و اون همه فحش و ناسزا نصیب جاکمان!
| + نوشته شده در تاریخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 |
شنبه ۷/۶/۸۸
ظهر جماران بودم. کارهای مسجد رو به اتمامه و دست اندرکاران پروژه وعده دادن که در روز میلاد امام مجتبی علیه السلام، مسجد افتتاح بشه. به نظرم "هشتی" مسجد، زیباترین قسمتشه، که بلافاصله پس از ورود توجه هر کسی رو جلب میکنه. باید از نزدیک ببینید. امروز دوربین همرام نبود تا عکس با کیفیتی از این هشتی بگیرم ولی فعلا همین عکس موبایلی رو داشته باشید تا بعد.

بعد از ظهر هم سری به دوستان خوبم سید عماد و آقا مجتبی زدم، عرض خسته نباشید به این کسبه محترم شمیرانات!

عکس آقا مجتبی به درخواست خودش حذف شد.
برای افطار یکی از مدیران وزارت نیرو که جزو بچه های جبهه و جنگه و از جانبازان شیمیایی، مهمونمون بود. هم انسان دانشمندی است هم بسیار پاک و باصفا. ناراحت بود از معرفی علی آبادی برای وزارت نیرو. واقعا هم جای ناراحتی و نگرانی داره که چرا باید فردی که سابقه ای در وزارت نیرو نداره و در مسئولیت قبلی خودش یعنی سازمان تربیت بدنی هم خوب عمل نکرده و ان قلت هایی در مورد خودش و اطرافیانش وجود داره برای این پست مهم معرفی بشه؟
آقای احمدی نژاد برخی از وزرا و معاونینش رو بر اساس اختیاراتش جابجا کرده ، مثلا سعیدلو رو از معاونت اجرایی فرستاده تربیت بدنی، علی آبادی رو از تربیت بدنی برده نیرو، میرکاظمی رو که در مورد او نیز حرف و حدیث کم نیست در رأس وزارتخونه پر اهمیت نفت گذاشته، نجار نظامی رو از وزارت دفاع به وزارت کشور برده و ... .
سؤال من اینه: آقای احمدی نژاد مگه خود شما نبودید که بحق و بجا از دایره بسته مدیران در دولت های قبلی انتقاد میکردید و میگفتید مدیران رو فقط بین پستها پاسکاری میکردند. حالا خود شما دارید همین کارو میکنید، آیا فقط مدیران و وزرای منتقد و شجاع مثل صفار، اژه ای، لنکرانی و امثالهم جزو دایره بسته بودند و باید میرفتند و جایی در دولت جدید نداشتند؟
سؤال بعدی اینکه آیا اینهایی که جابجا کردید شایستگی و توانایی و تخصص
سمت جدید رو دارند؟ شما چهارسال قبل افرادی رو که جزء مدیران رده چندم بودند وزیر کردید. بسیار خوب، حالا که بعد از این چهار سال این آقایون تجربه کسب کردند و با هزینه ملت و کشور، دوره آزمون و خطا رو پشت سر گذاشتند و موقع ثمردهی و به بار نشستن اونها شده، باید عوضشون کنید و به جای دیگری ببرید تا باز چهار سال رو به تجربه اندوزی بپردازند و لابد خود جنابعالی و حضرت مشایی همه اون وزارتخونه ها رو مدیریت کنید!
واقعا به این سؤالها کی باید جواب بده؟
امیدوارم مجلس به وظیفه خودش عمل کنه و چشم بسته رأی نده. گرچه متأسفانه نمایندگان شجاع و وظیفه شناس مثل توکلی و مطهری در مجلس کمیابند و اغلب نماینده ها بجای نگاه کلان و ملی، نگاه شخصی یا حداکثر محلی و منطقه ای دارند.
| + نوشته شده در تاریخ شنبه هفتم شهریور 1388 |
جمعه ۶/۶/۸۸
شاید از این به بعد جمعه ها نگاهی به هفته طی شده داشته باشم، شاید.
بنابراین روزنوشت جمعه هام احتمالا سیاسی تر از بقیه روزهای هفته بشه، شاید.
- میخواستم در مورد کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بنویسم، دیدم تقریبالبّ کلام رو، آقا مهدی طوسی در دیدار دو سه روز قبل دانشجویان با رهبر انقلاب گفته:
"سخنان و توضيحات رئيسجمهور را در خصوص انتخاب گزينههاي معرفي شده از رسانه ملي شنيديم، بگذريم كه بسياري از اين توجيهات را منطقي نيافتيم و برخلاف ادعاي ايشان، اينگونه انتخاب و طرد بدون حجت برخي نيروهاي ارزشي، متخصص و توانمند را نشأت گرفته از تأثيرپذي ايشان از حلقه كردان، رحيمي و مشايي ميدانيم و ضمن اينكه به واسطه اين معلوم الحالان تاكنون دلخوريهاي زيادي براي مردم متدين و انقلابي ايران فراهم آمده است، اعلام ميكنيم كه جنبش دانشجويي مسلمان با هيچ فرد يا گروهي در پيگيري مطالبات مردم و رهبري عقد اخوت نبسته است."
فقط اضافه کنم خدا این مملکت و ملت رو از شر این مثلث (کردان - رحیمی - مشایی) حفظ کنه. معلوم نیست چی به خورد احمدی نژاد دادن که اینجور مریدشون شده و بی خیال این همه درخواست و هشدار و تهدید طرفداران و حامیان!
- درست در بحبوحه شایعات اونوری ها و اینوری ها در مورد تدفین های شبانه، مدیرعامل بهشت زهرا از سمت خودش خداحافظی کرد. مدیرعاملی که یادمه از زمان کرباسچی تا همین چند روز قبل، از جاش تکون نخورده بود. این وسط اعلام شد دلیل رفتن رضائیان بازنشستگی بوده.
آخه بدسلیقگی و نفهمی تا چه حد؟ واقعا میشد بهتر از این، کسی به تقویت شایعه کمک کنه؟ چه راحت آبرو میبرند!
- مجله همشهری جوان این هفته پر و پیمون تر از شماره های اخیره و حداقل در این ماههای رکود رسانه های مکتوب، روزنه امیدیست. دو مطلب جالبش، یکی تاریخچه خیابون ولیعصر و دیگری در مورد امام موسی صدر از همه خوندنی تره.
از فصلنامه های تخصصی خوب مثل "یادآور" و "سرزمین من" هنوز خبری نیست.
- خوشبختانه شایعه شیعه بودن انیشتین تکذیب شد.
از بس ملت شایعه پذیر و شایعه دوستی هستیم اینقدر سرانه واردات شایعه زیاد شده!
| + نوشته شده در تاریخ جمعه ششم شهریور 1388 |
پنج شنبه 5/6/88

اولین شب جمعه ماه رمضونه. به سرعت برق و باد نه، انگار به سرعت نور داره این ماه پرنور میگذره. به همین راحتی یک پنجم ضیافت پروردگارمون تموم شد.
خدایا هنوز خوابم، بیدارم کن تا به نیمه نرسیدیم. خدایا نمیخوام با این چشمای خواب آلود و پف کرده، سر سفره لیلة القدر بشینم، همین امشب بیدارم کن، عزیزم! همین امشب.
| + نوشته شده در تاریخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388 |
چهارشنبه ۴/۶/۸۸
داشتم نگاهی به آرشیو عکسهایی که این چند ساله گرفته ام ، می انداختم. تا حالا چند ده هزار عکس شده و خوشبختانه غالب اونها رو بر اساس تاریخ و موضوع دسته بندی کرده ام. در این بین برخوردم به عکسهایی که در مراسم گوناگون ـ اغلب درجماران ـ از چهره های سیاسی گرفته ام. تعدادشون کم هم نیست و باید سر فرصت فقط یه آزشیو منظم از این عکسها ایجاد کنم. شاید بد نباشه چهار پنج تا از اونها رو شما هم بینید، عکسهایی که ممکنه در آینده جزء اسناد تاریخی بشن!




سایز بزرگتر عکسها در ادامه مطلب
|
+ نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهارم شهریور 1388 |
سه شنبه ۳/۶/۸۸
چند شب قبل، استاد فاطمی نیا مهمان برنامه ی "این شبها" بود. موضوع گفتگو هم "خواب و رؤیا" بود که سوژه ای جذابه و البته دونستنی های انسان راجع بهش خیلی کمه.
آقای فاطمی نیا مطالب جامعی در مورد خواب از نگاه اسلام و بخصوص مسئله تعبیر خواب مطرح کرد از جمله این دو سه تا روایت که برای اطلاع دوستانی که برنامه رو ندیدن نقل میکنم:
طبق فرمایش پیامبر اکرم (ص) خواب ها سه دسته اند :
۱- مژده و بشارتی از جانب خدا : بنابراین هر خوابی دیدید که به شما مژده و بشارتی میداد از طرف خداست و خوشحال باشید.
۲- حزن و اندوهی از جانب شیطان : استاد میگفت هر موقع خوابی دیدید که شما رو غمگین کرد و از کار و زندگی انداخت و به سمت اضطراب کشوند بدونید از طرف شیطانه، بنابراین بی خیالش بشید و جدی نگیرید و به خدا پناه ببرید.
۳- حدیث نفس و دغدغه های زندگی و افکار و اعمال روزانه
روایت دیگری از امام رضا علیه السلام خوندند که حضرت فرموده اند "من هر وقت خواب میبینم میگویم "خیر است"، و خیر واقع می شود." شما هم چنین کنید.
و در حدیثی اومده که "هرگاه خواب بدی دیدید به شانه چپ برگردید (اگر بر شانه چپ بودید که همانطور بمونید) و سه بار بگوئید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم."
ضمنا خواب های خودتون رو پیش هر کسی تعریف نکنید مگر اهلش. چون خواب از اسرار انسانه.
در مورد کتاب هایی که به نام تعبیر خواب این سیرین در بازار موجوده گفتند این کتابها بی اعتبارند چون اصل کتاب تعبیر خواب ابن سیرین در دسترس نیست و تا به حال چاپ نشده. لذا اینهایی که در بازار موجوده جعلی و غیر قابل استناده.
| + نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم شهریور 1388 |
دوشنبه ۲/۶/۸۸
دوست عزیزم آقا رضا تاجیک + قابل دونستن و دیروز با یکی از اشعار قشنگشون در مورد ماه مبارک، قسمت نظرات وبلاگ رو مزین کردن. حیفم اومد این سروده زیبا فقط بین کامنتها بمونه.
تق تق صداي در شد و خواب از سرم پريد
بابا رسيد و گفت که ماه خدا رسيد
نان و پنير و سبزي و خرما به دست او
- دستم پر است اهل و عيالم کمک کنيد
ما پيشواز ماه خدا رفته بوده ايم
اين ضعف تشنگي که امان مرا بريد
امواج راديو همگي قاصدک شدند
رهبر هلال ماه خدا را به چشم ديد
جانم چه مژده اي چه خبر بهتر از همين
ماه عسل شد و دلم از سينه پر کشيد
مادر صدا زده:پسرم سفره را بچين
قند و شکر ببر که دگر چاي دم کشيد
با بوي آش رشته و نعناي داغ آن
ديگر ز گوشه ي دهنم آب مي چکيد
بابا کنار سفره ي افطار مي نشست
بازم تذکرات قديم و کمي جديد
- فردا به عهده ي تو ؛ نشد، با برادرت
بايد که نان سنگک و يا بربري خريد
امشب به بعد، بزم مناجات هم به پاست
در محفل محمد و منصور يا سعيد *
اقوام هم ز ما همه دعوت نموده اند
تک تک نوشته ام همه را بين سررسيد
يکشنبه خاله جان و سه شنبه عمو علي
جمعه عزيز و جمعه ي بعدش عمو حميد
چون که عموي من به شهادت رسيده است
يک روز مي رويم سر خاک اين شهيد
کي ميشود که خانه ي مادرزنم روم؟!!!
بابا: رضا,رضا....گل خواب از سرم پريد
*اشاره به مجالس مناجات حاج محمدرضا طاهری،حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان در ماه رمضان
| + نوشته شده در تاریخ دوشنبه دوم شهریور 1388 |
یکشنبه ۱/۶/۸۸
۱- اخیرا سفرنامه حج + آقای رسول جعفریان* رو می خوندم که مثل همه نوشته های او ، پرنکته و سودمنده. لابه لای مطالبش، به نقل از یکی از روحانیون قدیمی تهران به نام شیخ محمد باقر دشتیانه نوشته:
"زمانی من برای پیگیری فرمان ده مادهای امام به یزد رفتم. دو بار. پیش آیت الله خاتمی{پدر سید محمد خاتمی} رفتم. آنجا اصرار کردم که مصادره ها برگردد. بعد به من گفت: از قول من به آیت الله خمینی بگویید کار کلیدی به پسرم ندهید. زیرا پسر من اروپایی مسلک است. (العهدة علی الراوی). آن وقت، خاتمی وزیر ارشاد بود. من خودم رأی ندادم و به دیگران هم گفتم به او رأی ندهید."
* محقق و مورخ، رئیس فعلی کتابخانه مجلس، از منتقدین رئس جمهور کنونی

۲- خبر رسیده + میرحسین موسوی قصد اثاث کشی به جماران و همسایگی با آقای خاتمی رو داره.
فارغ از مسائل سیاسی، امیدوارم این خبر صحت نداشته باشه و تحقق پیدا نکنه.
جمع شدن سیاسیون یک طیف در یک جا، جز اینکه باعث محدودیت و دردسر بیشتر برای مردم محل و افزایش نگاه امنیتی به اون منطقه بشه، حاصلی نداره.
آقای موسوی! در منزل فعلی بمونید، هم خدا راضی تره هم خلق خدا.
۳- از رفتن هلوها + متأسفم.
امیدوارم هالوها جایگزین نشن.
| + نوشته شده در تاریخ یکشنبه یکم شهریور 1388 |


