تبليغاتX
شمیران
شمیران
وبلاگ شخصی/ روزنوشت های عبدالله گلباف

جمعه ۱۵/۸/۸۸

غروب آخرین روز پائیز ۸۶ - چشم انداز ارتفاعات شرق تهران از مسیر کلکچال

غروب یک جمعه پائیزی - چشم انداز ارتفاعات شرق تهران از مسیر کلکچال

 

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه ی باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟ ...

بخشی از سروده زیبای حمیدرضا برقعی

نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط عبدالله گلباف |
چهارشنبه ۱۳/۸/۸۸ استاد حسین صبحدل

لحظاتی قبل مطلع شدم جناب حسین صبحدل مؤذن معروف و استاد برجسته قرآن، بعد از سالها کسالت به جوار رحمت الهی پیوست. اذان ایشون که در دستگاه بیات ترک اجرا شده رو حتما تا حالا از صدا و سیما شنیدید. استاد صبحدل تا جایی که من از بزرگترها شنیدم علاوه بر تسلط به ردیف های آوازی و موسیقی، منشأ خدمات زیادی در زمینه معارف اسلامی و قرآنی در رادیو بود. 

مراسم تشییع استاد، فردا پنج شنبه فردا ساعت 9 صبح از مقابل مسجدالمهدي در خيابان استاد حسن بنا، خيابان مجيديه جنوبي انجام مي‌شه. مراسم ختم  روز جمعه پانزدهم آبان‌ماه در مسجد المهدي و از ساعت 14 تا 16 و مراسم بزرگداشتي نيز روز يكشنبه هفدهم آبان در مسجد بلال سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران برگزار مي‌شه.

 با توجه به اینکه مرحوم صبحدل در سالهایی نه چندان دور در شمیران و از جمله در جماران جلسات قران برگزار میکرد، حق بزرگی به گردن این منطقه داشته و دارد. از درگاه خداوند برای روح استاد طلب رحمت و مغفرت میکنم.

مراسم تقدیر از استاد صبحدل با حضور حداد عادل - سال 85

 

در همین زمینه :

 فایل صوتی اذان استاد صبحدل

گزارش تصویری/ مراسم تقدیر از صبحدل

یادی از استاد حسین صبحدل

اذان صبحدل پس از 40 سال هنوز به عمق جان نفوذ می‌کند

استاد حسین صبحدل را فراموش نکنیم

استاد صبحدل: بانی ربنای شجریان

صبحدل از شجریان رنجیده خاطر شد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط عبدالله گلباف |
سه شنبه ۱۲/۸/۸۸

 پس از چند ماه دوباره بازار مجلات رونق گرفته، این یکی دو هفته با این مجله ها دیگه اوقات فراغتی برای ما باقی نمونده. شما هم بی نصیب نمونید. 

 یادآور

این فصلنامه تاریخی که تحت عنوان ویژه نامه آغاز چهارمین دهه انقلاب اسلامی منتشر شده مصاحبه های جذابی با چهره های شاخص از طیف های مختلف سیاسی؛ از مصباح یزدی و عسگراولادی و خسروشاهی گرفته تا صادق طباطبایی و موسوی تبریزی و احسان شریعتی و احسان نراقی و محمود دولت ابادی و ... به همراه عکسهای خیلی جالب از شخصیت ها و دوران انقلاب داره.

 نوشتاری از استاد محمدرضا حکیمی با عنوان «غزه، آزمونی برای دنیای امروز» از جمله مقالات بسیار پرنکته و خوندنی این فصلنامه است.

 سرزمین من

این نشریه هم که ترکونده. بعد از چند ماه دو تا شماره همزمان داده بیرون:

یکی ویژه نامه مخصوص ولادت امام رضا که مطالب جالبی در مورد تاریخچه حرم مطهر، نقاره زنی، تشکیلات و چارت اداری آستان قدس، کبوترهای حرم و سقاخونه طلایی داره.

 

 

 

دومی هم شماره جدید ماهنامه است که در مورد حرم حضرت معصومه، شالیکاری در گیلان، خزندگان اصفهان، مرد نمکی،  كارگاه‌هاي حناسابي و خیلی موضوعات جالب دیگه در حوزه ایرانشناسی، مطلب داره. عکساش هم محشره. 

 

                                                     همشهری جوان

این هفته نامه هم این شماره برای میلاد امام رضا علیه السلام سنگ تموم گذاشته و تقریبا نصف مجله رو به حضرت سلطان اختصاص داده.

برخی از عناوین این ویژه نامه :

*پنج‌خدمت، هشت‌كشيك، يك عشق/ همراه 5 خادم امام رضا(ع)

*داستان مورد‌نظر موجود نمي‌باشد/ مروري بر داستان‌هاي خوب درباره امام رضا(ع)

*زيارت نگاتيوي/ 8 سكانس ماندگار از امام‌هشتم(ع) در سينما

*ميون اون‌كبوترا با چه رويي بپرم/ همه موسيقي‌هايي كه درباره امام‌رضا (ع)‌ساخته شده‌اند

*جاي خالي سطرهاي طلايي‌/ در حوزه كتاب چه كارهايي براي امام رضا (ع) كرده‌ايم‌؟

*دنبال رد‌پاي آهو/ امام هشتم(ع) در تاريخ

*تمام غريبان تو را مي‌شناسند/ براي امام‌رضا (ع) بيشتر از بقيه امامان شعر سروده شده است.

 پنجره

هفته نامه ی پنجره هم چند وقتیه که جای خودش رو بین مطبوعات باز کرده و هر شماره پرونده های جالبی رو کار میکنه.

این مجله که با تحریریه ای جوان اداره میشه، احتمالا شروع موج نوینی از نشریات نوگرا در جریان اصولگراست.

حضور نویسندگان خوش قلمی مثل محمدرضا زائری و فریدالین حداد از نقاط قوت این مجله است. فکر میکنم تبدیل به "شهروند امروز" اصولگرا بشه.

داستان همشهری

این نشریه که در قطع جیبی منتشر میشه، تماما مربوط به ادبیات داستانیه و در هز شماره به معرفی نویسندگان معروف می پردازه و کلی داستان ریز و درشت هم داره.

از جمله قسمت های این شماره، روایت مهدی قزلی از سفر رهبر انقلاب به استان کردستان در بهار امساله که خیلی جذاب نوشته شده.

"7عادت نویسندگی از نویسندگان بزرگ" یکی دیگه از بخش های خوندنی این مجله است. 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط عبدالله گلباف |
شنبه ۹/۸/۸۸

یکی از نزدیکان که پسر شش ساله اش امسال رفته پیش دبستانی، میگفت مدیر پیش دبستانی، والدین بچه ها رو مجبور کرده 70 هزار تومن بپردازن به عنوان هزینه آموزش رقص به بچه ها و البته بخاطر اینکه برای پیدا کردن مربی معروف و مجرب رقص خیلی زحمت کشیده شده، حضور بچه ها در همه جلسات الزامی است. تعدادی از والدین که اعتراض کرده اند، جواب شنیدن که باید بچه ها در این سن قر و فر یاد بگیرن تا در آینده عقده ای و اُمّل نشن!

چند وقت پیش هم یکی از پسر عمه هام که دانش آموزمقطع راهنماییه تعریف میکرد که معلم قرآن مدرسه شون از شرک بودن زیارت و توسل براشون حرف زده و گفته عقاید شیعیان خرافی و غلطه.

تا حالا فکر میکردیم فقط دانشکده های علوم انسانی کارخونه ی بی دین سازی هستن ولی گویا وضع مدارس و پیش دبستانی ها خراب تره، چون خروجی شون یا رقّاص میشه یا وهابی!

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم آبان 1388 توسط عبدالله گلباف |

سه شنبه ۲۸/۷/۸۸

اي مليکه اي مهين بانوي عشق
اي سراپا در وجودت بوي عشق
آمدم تا حُسن تو گويم به دل
شاه بيتي از غزل جويم به دل
حال خواهم بهر تو گويم سخن
تا طراوت آورم بر اين چمن
بلبلم کن تا نواخوانت شوم
دعبلم کن تا ثناخوانت شوم
برده اي دل ني ز قلب بي نوا
ني ز اهل عقل و عرفان و سخا
آمده جبريل نزدت دست بوس
گشته اي حاکم به قلب شاه طوس
کيستي بانو؟رحيمت گفته اند
با من از دست کريمت گفته اند
بر عطوفت سرفرازي مي کني
بر دل ما چاره سازي مي کني
در کلامت تيغ حيدر شد نهان
اي اميد ما به روز امتحان
مادري يا دخت ختم الانبيا؟
يا که هستي زينت شير خدا؟
شبه زهرا (س)! شور زهرا (س) در سرت
نهر کوثر جرعه اي از ساغرت
امهات اربعه در کوي تو
دست حاجت آورندي سوي تو
 اين حريمت نور دلها مي دهد
جاي جايش بوي زهرا (س) مي دهد
گر نهان شد قبر زهرا (س) از همه
اين حرم آرد شکوه فاطمه
در سرايت جود و نعمت ريخته
غربت و شور و صفا آميخته
قم که گفتند هست شهر پرقيام
شد حريم و بارگاه ده امام
اي اميد آخر هر حق سرشت
کن رضا را تو شفاعت در بهشت

سروده ای از دوست گرامی، آقای رضا تاجیک

ضمن تبریک سالروز میلاد کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و آغاز دهه کرامت،  تعدای از عکس هایی که سال گذشته از حرم زیبای خانم گرفتم رو در ادامه مطلب ببینید.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |

دوشنبه ۲۷/۷/۸۸

به نقل از وبلاگ دستنوشته های یک دانشجو  :

این روزها که جریان کودتای سبز با اعتماد به نفس بالای خود، هم چنان خود را خط امامی می داند و از طرف دیگر علاقه ای به توضیح پیرامون تناقضات آشکار خود با ادعای خط امام بودنش ندارد، حداقل کاری که می توان انجام داد طراحی سلسله پوسترهایی است که در عین صراحت، حرفی برای گفتن کودتاچیان باقی نمی گذارد.

اولین سری از این مجموعه به ارتباط جریان ناکام کودتا با شیخ ساده لوح، حسینعلی منتظری است.

دانلود کنید و با تکثیر آن به عنوان پوستر و تراکت و ... حداقل کاری که از دستمان بر می آید را انجام دهیم:

دریافت اصل پوستر با کیفیت بالا :  اینجا


جهت اطلاع دوستانی که تا به حال نامه ۶/۱/۶۸ امام به آقای منتظری به رؤیت مبارکشون نرسیده، متن کامل این نامه تاریخی رو اینجا آوردم :

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پرخون و قلبی شکسته چند کلمه ای برایتان می‎نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته اید که نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می‎دانم خدا را در نظر می‎گیرم و مسائلی را گوشزد می‎کنم . از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می‎سپارید صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده اید، شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگیریهاتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند، به قدری مطالبی که می‎گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آنها نمی دیدم، مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‎بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید. در مسئله مهدی هاشمی قاتل شما او را از همه متدینین متدین تر می‎دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‎دادید که او را نکشید، از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم . شما از این پس وکیل من نمی باشید و به طلابی که پول برای شما می‎آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند بحمد الله از این پس شما مسئله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعا مقدم بر نظر خود می‎دانید (که مسلما منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‎شوید که آخرتتان را خرابتر می‎کند) با دلی شکسته و سینه ای گداخته از آتش بی مهری ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‎کنم دیگر خود دانید.

۱ – سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد.

۲ – از آنجا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می‎شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.

۳ – دیگرنه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هرچه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.

۴ – نامه ها و سخنرانی های منافقین که به وسیله شما از رسانه ها ی گروهی به مردم می‎رسد ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان روحی له الفداء و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید شاید خدا کمکتان کند.

والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی درآن وقت شما را ساده لوح می‎دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‎دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی کنم . والله قسم من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‎دانستم والله قسم من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم .

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم، من با خدای خود عهد کرده ام که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشی نکنم من با خدای خود پیمان بسته ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت بر نمی دارم من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‎افتد ندارم من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام . سعی کنند تحت تاثیر دروغهای دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‎کنند نگردند. از خدا می‎خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او از خود که چیزی نداریم هر چه هست اوست . والسلام

یکشنبه ‏۶۸/۱/۶
روح الله الموسوی الخمینی

 

در همین رابطه :

پاسخ به برخی شبهات درباره نامه ۶/۱/۶۸ امام به منتظری (وبلاگ کوچه صداقت)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |
یکشنبه ۲۶/۷/۸۸

اینکه میگن گاهی مغز آدم قفل میکنه، یا چه میدونم هنگ میکنه، نَقل ماست. چند روزه دستم به نوشتن نمیره. بی حوصله ام، دو سه تا سوژه دارم برا نوشتن، ولی حسش نیست. درگیر دو سه تا کار خسته کننده نیز هستم که نگو و نپرس.

 شما هم فعلا بیخود سر نزنید ... بجاش قابل بدونید و دعام کنید. 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |

چهارشنبه ۲۲/۷/۸۸

* اگر نوزاد، فهیم و عاقل به دنیا می آمد، وقت تولد جهان هستی را انکار می کرد و هنگامی که با حیوانات، پرندگان و دیگر موجودات غریب رو به رو می گشت و هر ساعت و هر روز پاره ای از اَشکال مختلف و شگفت عالم را که از پیش ندیده بود می دید، هر آینه عقل و اندیشه اش سرگشته و گمراه می گشت.

* اگر نوزاد، دانا و هوشمند پای در جهان می نهاد از اینکه باید دیگران بر دوشش گیرند، شیرش بنوشانند، در جامه اش بپیچند و در گاهوارش بخوابانند، سخت احساس خواری و پستی می کرد، در حالیکه او به خاطر ظرافت و طراوت بدن هیچ گاه از این امور بی نیاز نیست.

*اگر کودک در هنگام تولد، عقلی کامل داشت و مستقل و خود کفا می بود، شیرینی فرزندداری از میان میرفت ... و در میات فرزندان و والدین هیچ پیوند و الفتی حاکم نبود.

* از منافع گریه کودکان نیز آگاه باش. بدان که در مغز کودکان رطوبتی است که اگر در آن بماند بیماریها و نارساییهای سخت و ناگوار به او می رساند؛ مانند نابینایی و جز آن. گریه آن رطوبت را از سر کودکاک سرازیر و بیرون می کند و بدین وسیله سلامتی تن و درستی دیده آنها را فراهم می آورد.

این جملات، صحبت های یک پزشک متخصص اطفال یا روانشناس کودک و امثالهم نیست، بلکه قطرات کوچکی از دریای بی پایان علم حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است که در حدیث معروف به "توحید مفضّل" بیان شده.

رحمت و رضوان خدا بر امام خمینی که فرمود:

  « ما مفتخريم كه ائمه معصومين ، از علي بن ابيطالب گرفته تا منجي بشرحضرت مهدي صاحب زمان - ع - كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند. »

  « ما مفتخریم که مذهب ما «جعفرى» است و فقه ما که دریاى بى‏پایان است، یکى از آثار اوست. و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین- علیهم صلوات اللَّه- و متعهد به پیروى آنانیم. »


 « ما افتخار مي كنيم به اينكه اين بزرگواران را شناختيم. ما خدا را شكر مي كنيم كه نسبت به مقامات اهل بيت پيغمبر (عليهم صلوات الله) غافل نمانديم، خداوند ما را هدايت كرد و فهميديم، شناختيم. و احساس كنيم كه بايد اين حقايق را در مقابل چشم مردم جهان قرار داد... ؛همان طور كه در روايات وارد شده است؛ “محاسن كلام اهل بيت را به ديگران معرفي كنيد”، كه - “فان الناس لو علموا محاسن كلامنا »

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |
یکشنبه ۱۹/۷/۸۸

دردسرهای حمید سوریان پس از اهداء مدال به احمدی‏نژاد

"هو شدن" شریفی نیا در یک کنسرت موسیقی

حمله به منزل افشین قطبی به خاطر شرکت وی در مراسم تنفیذ احمدی نژاد

لینک های بالا، فقط چند مورد از اخبار مربوط به برخورد دموکراتیک و انسانی! هواداران جنبش سبز با برخی از چهره هایی است که با این جنبش ملی! همراه نیستند. البته قصد داشتم نمونه هایی از مطالب سایت ها و وبلاگ های سبز رو که در این مدت از هیچ فحش و توهینی نسبت به بسیاری از چهره های فرهنگی هنری ورزشی کشور دریغ نکرده اند، در ادامه خبرهای بالا، مستقیما لینک کنم اما راستش رو بخواهید غالب این مطالب به قدری بی ادبانه و هتاکانه هستند که شرمم اومد و حتی ترسیدم بلاگفا به خاطر لینک کردن این مطالب زشت و پر از الفاظ رکیک، وبلاگم رو فیلتر کنه.

اصلا کاری ندارم به توهین های بی شمار سبزها، این مدافعین بی باک آزادی و ارزش های انسانی! این اسطوره های پاکی و نجابت! به رهبری، علما و اکثریت مردم. فقط به صورت گذرا مروری کنید بر فحاشی اینها به نخبگان و چهره هایی که با این جنبش همراهی نکرده اند و متهم به خیانت نسبت به اونها هستند. لیست سیاهی از نگاه سبزها که روز به روز هم طولانی تر میشه:

- حمید سوریان ( به خاطر اهدای مدالش به رئیس جمهور) 

- حسین رضا زاده (به دلیل اظهار ارادت به رهبری و حمایت از احمدی نژاد و اخیرا تجلیل از سوریان)

- افشین قطبی (به دلیل حضور در مراسم تنفیذ احمدی نژاد)

- محمدرضا شریفی نیا، مجید مظفری، محمد صالح علاء و بسیاری دیگر از هنرمندان (به دلیل شرکت در مراسم تنفیذ)

- مجید مجیدی، سید مهدی شجاعی و رضا میرکریمی (جالب اینکه همگی از حامیان میرحسین موسوی بوده اند، ولی به علت حضور در مراسم دیدار هنرمندان داع مقدس با رهبری، خیانتکار شده اند!) 

- علیرضا افتخاری ،خواننده، و فرهاد جعفری نویسنده رمان پرفروش "کافه پیانو" ( به علت حمایت از احمدی نژاد)

و بسیاری موارد مشابه ار جمله اهانت های بسیار زشت در قبال خبرنگاران تلویزیون مثل مرآتی و حیدری به دلیل گزارش های خبری از متهمان مخملی و ...

واقعا چطور میشه به چنین جنبشی که بدیهی ترین حقوق مخالفین خودش رو، تازه قبل از رسیدن به قدرت، اینقدر راحت زیر پا میذاره و به آبرو و حیثیت و جان و مال بقیه اینطور وحشیانه حمله میکنه و حتی نسبت به طرفداران خودش (مجیدی و شجاعی و میرکریمی) فقط به خاطر شرکت در افطاری رهبری،  فحاشی و بی ادبی میکنه، اعتماد کرد و به چشم گروهی آزادیخواه و دموکراتیک نگریست؟

 افراد هوچی گر و پر مدعایی که در طول این مدت کوتاه شاهد این همه رفتار مدنی! از سوی اونها نظیر: لجن پراکنی و فحاشی به چهره های مخالف و اهانت به اکثریت مردم در فضای مجازی و اینترنت، هک کردن سایت ها و وبلاگ های مخالفین، هو کردن و تحقیر افراد در مجامع عمومی، شعارهای تند و "مرگ بر ..." گفتن علیه اساتید دانشگاه و ... بوده ایم. (فرض ما اینست که حمله به اموال عمومی و مغازه ها و بانک ها و  آتش ردن سطل زباله و اتوبوس و حمله به پایگاه بسیج و پاسگاه ناجا برای دسترسی به اسلحه و ... کار اراذل و اوباش بوده نه این سبزهای نجیب و دموکرات!)

 گاهی اوقات برای این جوونها و هم سن و سالان خودم که به راحتی روی این چمن خیس سر می خورند و دست و وصورت و لباسشون کثیف میشه، خیلی دلم می سوزه.

در همین زمینه :

حميد سوريان خائن است و بايد اعدام شود!

خيانت مجيد مجيدي به موج سبز؟!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |
یکشنبه ۱۲/۷/۸۸

طبق وعده ای که داده بودم، فراز های دیگری از یادداشت های روزانه نیما یوشیج رو میخونید. ببینید چه حرصی از مردم زمانه می خوره! چند برابر این، از نامردی روشنفکر جماعت خون دل می خورده.

برائت جستن های مکرر از توده ای و کمونیست بودن، اظهار ارادت به مولای متقیان، تأکید بر هنر متعهد، نفرت از روشنفکران غربزده، اصرار بر میهن دوستی و خیلی نکات ارزشمند دیگه توی این یادداشت ها به چشم میخوره.

امیدوارم نیما که جسم و روحش توی این دنیا شاد نبود، اون طرف روحش در آسودگی و آرامش باشه.

  دیروز، 11 مرداد 1333، نیما با خانم سیمین و آل احمد مسافرت کرد. نیما با اتومبیل مهندس رضوی رفت. مهندس رضوی با او آشنا شد. گفت: "من سی و چند سال پیش شعرهای آقای نیما را می خواندم (قبل از سفر به فرنگ) و هیچ چیز نمیفهمیدم و هنوز هم نمی فهمم. "

نیما گفت من از شعر خودم تعجب نمی کنم از شما بیشتر تعجب دارم که در مدت این همه سال فهم شما تکان نخورده است. همه خندیدیم. (50)  ادامه مطلب رو بخونید



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |

سه شنبه ۷/۷/۸۸

* از من می پرسند استالین انسان کبیر است یا حضرت علی (ع)؟

  هزار و چند سال گذشته است که بشریت به حضرت علی (ع) افتخار می کند. از استالین چند سال گذشته است؟ احمق ها نمی دانند تاریخ هم مثل انسان جوانی و پیری دارد. بگذار صد سال از استالین بگذرد، بعد. (ص ۴۸)

* دیشب به تسلیت آل احمد رفتم، خانم سیمین گفت : " در آمریکا زنی مردش مرده بود و همان شب بعد از مرگ او با مردی در قطار می گفت و می خندید. ابداً فکری نبود." مقصودش گویا تکامل تمدن در امریکا بود.

 نیما گفت که جوجه مرغ ها خیلی جلوتر از آمریکایی ها هستند. مرغ را که کشتند، جوجه ها آشغال روده اش را روی زمین می خورند. ( ص ۵۱)

 

فرازهایی از یادداشت های روزانه نیما یوشیج رو خوندید. چند هفته پیش که این کتاب رو میخوندم، دیدم بعضی از جملاتش فوق العاده است. حتما در روزهای آینده فرازهای دیگری از روزنوشت های نیما رو توی وبلاگ میذارم.  

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |
یکشنبه ۵/۷/۸۸

روزهای اول مهر همگی یاد درس و مدرسه می افتیم. توی این ایام، خاطره اولین روز مدرسه، ناخودآگاه در ذهنم رژه میره. من مهر 68 وارد کلاس اول شدم، دبستان حبیب بن مظاهر جماران، دو سه ماهی از رحلت امام خمینی گذشته بود و همه جا پر بود از عکس ها و جملات امام.

هیچ وقت یادم نمیره روز اول رو، پشت هر نیمکت باید سه دانش آموز مینشستند و به همین خاطر مهم ترین دغدغه ای که داشتم این بود که کیفم رو کجای این میز شلوغ جا بدم، آخر سر هیچ راهی پیدا نکردم جز اینکه کیف رو زمین بذارم، اما اینقدر بایت این قضیه ناراحت شدم که زدم زیر گریه. انگار حاضر بودم خودم بشینم زمین ولی کیفم روی زمین نمونه و کثیف نشه. بعدا مادرم برام تعریف کرد که از پشت پنجره کلاس نظاره گر ماجرا بوده ، حیف که اون موقع دوربینی نبود که این لحظات رو ثبت کنه.

عکس یادگاری با معلم و همکلاسی های اول دبستان

عکس یادگاری با خانم رضاپور معلم اول دبستان و همکلاسی ها در جشن دهه فجر، نفر وسط در پائین ترین ردیف من هستم، البته روی پایین ترین پله ایستاده ام وگرنه اینقدر هم قد کوتاه نبودم!

هیچ وقت شک نکردم در اینکه بهترین معلم دوران تحصیلم، معلم دلسوز و مهربون کلاس اول، خانم رضاپور بوده. هنوز که هنوزه چهره خندان، صدای گرم و دستان همیشه گچی او از ماندگارترین نقش های ذهنمه. ای کاش دوباره او رو ببینم وبگم بهتر از او دیگه ندیدم.

غالب خاطرات من از دوران تحصیل، شیرین و به یاد موندنیه، به این دلیل که دانش آموز درسخونی بودم و همیشه تشویق میشدم، جایزه میگرفتم و به اردو میرفتم، اما با همه اینها نمیدونم چرا هر وقت اول مهر میاد دلم به حال بچه های کلاس اول میسوزه که باید سالها پشت نیمکت ها بشینن و کیفشون رو زمین بذارن و به انتظار پنج شنبه ها روزشماری کنن!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |

جمعه ۳/۷/۸۸

چند روزی از عید فطر میگذره ولی کماکان بحث اختلاف نظر مراجع در مورد عید بودن یکشنبه یا دوشنبه بین مردم داغه. البته برای عده زیادی که یکی از اونها هم من هستم، مسئله عید و رؤیت هلال مسئله ای حل شده است و تابع اعلام نظر حاکم شرع هستیم. از لحاظ عقلی هم تبعیت از فتوای مرجعی که مجهزترین و متخصص ترین گروههای استهلال در سراسر کشور از طرف او مأمور به انجام این وظیفه مهم هستند، ارجحیت داره و قابل قبول تره تا اظهار نظر مراجع محترمی که حداکثر چهار تا طلبه یا اعضای دفترشون مثلا از بالای پشت بام منزل و دفتر، دنبال هلال ماه میگردند! 

متأسفانه معدود افراد ناآگاه و مغرض در دفتر برخی از مراجع در پاسخ به مراجعات مقلدین، با بدسلیقگی تمام یا شاید مغرضانه در این قضیه عمل میکنند و سعی در خودنمایی و اظهار وجود در این مسائل دارند ( یک نمونه اش پاسخ دفتر یکی از مراجع عظام در مشهد به یکی از نزدیکان ما و تلاش برای القای نادرست بودن نظر رهبری و بی اعتبار بودن حکومت اسلامی در زمان غیبت! پاسخی که هیچ ربطی به سؤال در مورد رؤیت هلال نداشته) این در حالیست که ساحت خود مراجع از این مسائل به دور است و هیچ وقت کوچکترین تظاهری به رویارویی و نقابل نداشته اند.

 از طرفی با توجه به شرایط کنونی کشور، امسال خیلی کوشش شد قضیه رنگ و بوی سیاسی بگیره و اختلاف فتوای رهبری با برخی از مراجع در خصوص عید فطر، به رویارویی مراجع عظام با رهبری نظام تعبیر و تفسیر بشه و متأسفانه عده ای هم پادویی کردند، ولی با سخنان دیروز مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان، که با ظرافت و هوشمندی بیان شد، به نظر میرسه تلاش بدخواهان نافرجام بمونه.

من معتقدم اگه فتنه گری برخی سیاسیون و رسانه ها و اظهار وجود دفاتر و بیوت بعضی از مراجع نباشه، هیچ وقت سر این مسائل کوچک، اختلاف و تشویش ـ نظیر آنچه این روزها شاهد بودیم ـ در جامعه به وجود نمیاد.

متن سخنان دیروز مقام معظم رهبری در این خصوص :

 "در قضيه‌ی اين عيد فطر هم كه فرمودند، به نظر من اينی كه ما بگوئيم بايد جوری بشود كه همه، در يك روز عقيده‌ی به عيد پيدا كنند، اين نشدنی است؛ يعنی طبق مبانی فقهی ما نشدنی است؛ همه‌ی فقها بر يك فتوا متفق بشوند؛ خوب، نميشود. بالاخره يك فقيهی ممكن پيدا بشود كه نظرش چيز ديگری باشد؛ بنابراين اختلاف به وجود خواهد آمد. ما اين اختلاف را خيلی بزرگ نكنيم؛ چه اهميتی دارد؟ چه اشكالی دارد؟ يك نفری است، فتوائی دارد ـ يا مقلدينی هم دارد، يا ندارد ـ و طبق فتوای خودش عمل میكند. منتها البته امسال هم مشاهده كرديد، با اينكه بعضی از آقايان بزرگ و محترم و مراجع عظام نظرشان نظر ديگری بود، هيچ تظاهری به اين نظر مخالف انجام نگرفت؛ شما ملاحظه كردید. اين خيلی چيز مهمی است؛ این خيلی چيز عظيمی است؛ خيلی بايد قدردانی كرد. اينجور نبود كه حالا يك نماز عيد روز يكشنبه تشكيل بشود مثلاً در اصفهان يا در مشهد يا در تهران يا جای ديگر، يك نماز عيد هم روز دوشنبه. همچين كاری اتفاق نيفتاد؛ اين خيلی مهم است. خوب، بزرگان انصافاً همينطور كه هميشه‌ی عقيده‌ی ما بوده و الان هم هست، به مصالح نظام، به مبانی نظام خيلی پايبندند، خيلی معتقدند؛ انسان اينها را می‌بيند؛ و واقعاً بايد قدردانی كرد، شكرگزاری كرد. بنده كه خيلی از آقايان محترم و بزرگی كه فتوايشان هم غير از آن چيزی بود كه مبنای حكم ما بود، متشكرم، اما در عين حال، به مخالفت تظاهری نكردند؛ اين خيلی چيز مهمی است. دشمن البته ممكن است يك كلمه حرف بزند و اين را بزرگ كنند و جنجال كنند و هياهو كنند؛ ما كه تابع نغمه‌ی دشمن كه نيستيم. ان‌شاءالله خداوند همه‌مان را موفق و مؤيد بدارد."

به نقل از سایت مقام معظم رهبری

نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مهر 1388 توسط عبدالله گلباف |

یکشنبه 29/6/88

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 سلام و عرض تبریک به مناسبت عید سعید فطر و با آرزوی سرفراز بیرون اومدن همگی شما و خودم از ماه ضیافت خدا. به قول رفقا تازه امشب بعد از غروب فهمیدیم چه نعمتی رو از دست دادیم. روزهای باصفا و پر برکتی که سریع تر از همه ی ایام گذشت. خدا کنه در نامه مقدرات سال بعد، اسم همه مون جزو میهمانان این ماه باشه و باز هم سر سفره رمنضان بشینیم.

چند روزی که گذشت حسابی سرم شلوغ بود و نتونستم وبلاگم رو به روز کنم. از طرفی درگیر برنامه های مربوط به مسجد جماران بودیم. البته مشکل ناخواسته ای هم در سیستم مدیریت بلاگفا پیش اومده بود که مانع بازدید دوستان و حتی خودم از وبلاگ بود.

در مورد رویدادهای این چند روز از جمله راهپیمایی روز قدس و حاشیه های اون، افتتاح مسجد و نماز عید فطر در جماران، حضور آقای هاشمی و حاج حسن خمینی در نماز عید فطر تهران و یکی دو تا موضوع دیگه جا داره که در روزهای آینده پست های جداگانه ای اختصاص بدم.

مسجد جامع جماران

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

جمعه ۲۷/۶/۸۸

برخود فرض میدانم از تمام هموطنانی که در پاسخ به ندای تفرقه آفرین بی بی سی ، VOA و رادیو اسرائیل، با حضور سبزرنگ خود، کلی زور زدند تا به هر نحو ممکن مانع از برگزاری راهپیمایی روز جهانی قدس شوند یا به طور کلی آن را مسخ کنند، اما از آنجایی که مکر خداوند حاکم عادل بالاتر از مکر آنان است، باعث شدند تلنگری بر بخواب رفتگان جبهه اهل حق وارد شود و دوباره شعارها و آئین های این روز با طراوت و نشاط سال های اول انقلاب برگزار گردد، سپاس گزاری کنم. 

دراین روزهای آخر ماه مبارک، از صمیم قلب، بازگشت کلیه هم میهنان نا آگاه، به جبهه حق را از درگاه خدا مسئلت دارم و برای سایر سبزهایی که بازگشتشان محال است، روزهایی توأم با حسرت آرزومندم. منتظرحضور همگی انها در سایر راهپیمایی های ملی هستیم تا باز هم بر استحکام صفوف مردم و هوشیاری جبهه حق بیفزایند.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |
پنج شنبه ۲۶/۶/۸۸

امیدوارم فردا روز آرزو به دل موندن بدخواهان این کشور باشه. ان شاءالله

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

یکشنبه ۲۲/۶/۸۸

عبدالکریم سروش در کنار دکتر حسن حبیبی و دکتر علی شریعتمداری ( اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ) پس از دیدار با امام در جماران

عبدالکریم سروش در کنار دکتر حسن حبیبی و دکتر علی شریعتمداری ( اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ) پس از دیدار با امام در جماران

نامه اخیرعبدالکریم سروش رو که خوندم ، گرچه ناراحت شدم اما زیاد به هم نریختم، یعنی خیلی وقته که مثل سابق از خوندن حرفهای سروش مشوّش نمیشم. سروش برای من فقط نماد فکری یه عده آدم پشیمونه، آدمایی که با تندروی های دوره جوونی شون، بسیاری از فرصت های طلایی این مملکت رو بر باد دادند، همون کسانی که در دهه شصت با تقسیم کار دقیق، در گوشه گوشه این کشور پخش شدند و با پُتک افراطی گری و چپ روی، به جون مملکت و نظام نوپا افتادند. همه جا هم بودند.

 در دولت،در دستگاه قضایی، در مجلس، در سیستم اطلاعاتی و امنیتی  و البته عده ای هم از قبیل سروش و مصطفی معین به دانشگاهها و مراکز علمی گسیل شدند که نتیجه زحمات شون رو سالهاست میبینیم.

اینها خیالبافی و توهم نیست. شاه بیت همین نامه سروش اینه که بلوای امروز، نتیجه سالها تلاش تئوریک و فعالیتهای اوست.

  نسل ما و کشور ما اگه تا دیروز چوب افراطی گری های افرادی نظیر سروش و معین و هادی غفاری و خلخالی رو میخورد، دار و دسته رنگ و وارنگی که همگی در نهایت از یک کرباسند، امروز هم داره تاوان پشیمونی چپ ها از گذشته ی سوپر انقلابی کور و متحجرانه شون رو با افراط گری ها و ساختارشکنی های حضرات میپردازه.

عبدالكريم سروش، حسين انصاري راد، ابرهيم يزدي، عبدالله نوري

در حاشيه هفتمين كنگره جبهه مشاركت/ عبدالكريم سروش، حسين انصاري راد، ابرهيم يزدي، عبدالله نوري

 و برام جالبه و البته کاملا قابل انتظار، سکوت چپ های به اصطلاح خط امام در مقابل این نامه. همه میدونن که همکاری سروش با نظام فقط در زمان امام و تحت عنوان عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی بود و لا غیر. سروش این همکاری رو "اعانت به ظالمان" توصیف کرده. تا این لحظه یک نفر از مثلا سینه چاکان خط امامی، در مقابل این اهانت صریح به امام واکنشی نشون نداده. موضع گیری در مقابل حمله به رکن رکین تفکر امام یعنی ولایت فقیه، پیشکش شون. از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام هم توقعی نیست چون مدت هاست پاتوق مریدان آقای منتظری و سروش شده.

 سایر فرازهای نامه سروش (البته به غیراز ابیات و اشعار و آیاتی که بر سر نیزه کرده) جز خزعبلات و لاطائلات نیست. من که مدتهاست از خوندن چرندیات سروش و کدیور و اون شیرخرخورده (مهاجرانی) مشوّش نمیشم، فقط به حال و ورز برخی از هم سن و سالان و بعضی دوستانم تأسف میخورم که پادوی  این چپ های پشیمون  شدن. 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

شنبه ۲۱/۶/۸۸

ان شاءالله طاعات و عبادات همگی قبول باشه.

این دو سه روزه که وقت نشد مطلبی بنویسم، روزهای اخر رمضان هم که اوج ترافیک افطاری رفتن ها و افطاری دادن هاست، نمیدونم چند شب اینده بتونم چیزی بنویسم یا نه.

امشب هم در مراسم احیاء ، یاد بقیه از جمله این حقیر باشید. میگن احتمال اینکه شب ۲۳، شب قدر باشه، بیشتر از دو شب دیگه است

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

چهارشنبه 18/6/88

معمولا سالهای گذشته شب هایحاج آقا مهدی قاسمی قدر، یا امامزاده علی اکبر چیذر بودم یا مسجد حصاربوعلی. دلیلش هم علاقه مندی به برنامه های حاج آقا مهدی قاسمی و حاج محمود کریمی بود . تا چند سال قبل که هر دو بزرگوار برنامه مشترکی در چیذر داشتن خبالمون راحت بود. حاج مهدی سخنرانی میکرد و حاج محمود مداحی، اما چند سال اخیر که برنامه هاشون جدا شده بود، بعضی شبها میرقتیم حاج محمود، بعضی شبها هم حاج مهدی. از حق نباید گذشت که قرآن به سر گرفتن حاج آقا قاسمی و بخصوص صحبت هایی که به عنوان مقدمه آماده شدن برای مراسم احیاء بیان میکنه، و حالی که موقع مراسم داره و به مستمعین منتقل میکنه، یه چیز دیگه ست.

 امسال با اینکه حاج اقا قاسمی از ابتدا گفته بود که هیچ جا مراسم احیاء نداره، ولی انگار زور بچه های مسجد همت تجریش پرزور بود که تونستن حاجی رو بالأخره راضی کنن بیاد.

 دیشب هم حاجی صحبت های قشنگی داشت، از جمله اینکه سفارش کرد به کنار گذاشتن کینه ها و کدورت هایی که در جریان انتخابات و حوادث اخیر، بین مردم ایجاد شده. حاج آقا میگفت در روایت داریم در شب قدر خدا همه رو میبخشه به جز 4 نفر : اول شرابخوار، دوم عاقّ والدین، سوم مأیوس از رحمت خدا و چهارم آدمی که در دلش کینه داره.

شب 19 رمضان 88 - مسجد همت تجریشحاجی میگفت خدا با هر کس، مطابق با نگاه و ظنّی که به پروردگارش داره، رفتار میکنه. خداوند با کسی که به او حسن ظن داره، با رأفت و رحمت برخورد میکنه و با کسی که از او مأیوسه، با غضب.

یاد حرف دوست عزیزی افتادم که چند وقت پیش پدرش رو از دست داده. برام تعریف میکرد که پدرش در طول زندگی خیلی به خدا خوشبین بوده و همیشه میگفته خدا توی این دنیا که همه چیز بهمون داده، اون دنیا هم خیلی بخواد مجازاتمون کنه، گوشمون رو میگیره و بعد هم میگه بیا برو تو بهشت، دیگه از این غلطا نکنی!

این اواخر به سرطان معده دچار شده بود اما بر اساس اعتمادی که به خدا داشت مارو دلداری میداد و میگفت نگران نباشید، من خیلی زود راحت میشم و شما هم بابت مریضی من به دردسر نمی افتبد. همین طور هم شد، بعد از دو ماه مریضی که نشانی از درد و زجر هم نداشت، در حال نماز، سر به سجده گذاشت و دیگه بلند نشد. خوشا به حالش.

به قول اون بزرگ : کاش ما حداقل به اندازه پول توجیبمون به خدا اعتماد داشتیم!     

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

سه شنبه ۱۷/۶/۸۸

اما شب قدر !

 
شبي كه باران فرو مي‌بارد، هر قطره‌اش فرشته‌اي است كه بر اين كوير خشك و تافته، در كام دانه اي، بوته خشكي و درخت سوخته‌اي و جان عطشناك مزرعه‌اي فرو مي‌افتد و رويش و خرمي و باغ و گل سرخ را نويد مي‌دهد.

 چه جهل زشتي است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطره‌اي از آن بر پوست تن و پيشاني و لب وچشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن! هركسي يك تاريخ است. عمر، تاريخ هر انساني است و در اين تاريخ كوتاه فردي، كه ماه‌ها همه تكراري و سرد و بي معني مي گذرد، گاه شب قدري هست و درآن از همه افق‌هاي وجودي آدمي فرشته مي‌بارد و آن روح، روح القدس، جبرئيل پيام‌آور خدايي برتو نازل مي‌شود و آنگاه بعثتي، رسالتي، و براي ابلاغ، از انزواي زندگي و اعتكاف تفكر و عبادت وخلوت فراغت و بلندي كوه فرديت خويش به سراغ خلق فرود‌آمدني و آنگاه، در گيري و پيكار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ايثار خويش به پيام!

... در شب قدر به سر مي‌بريم. سال‌ها، سال‌هاي شب قدر است، در اين شبي كه جهان ما را در كام خود فرو برده است و آسمان ما را سياه كرده است، باران غيبي باريدن گرفته است، گوش بدهيد، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را مي‌شنويد، حتي صداي روييدن گياهان را در شب اين كوير مي‌توان شنيد.


سلام بر اين شب، شب قدر شبي كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام،سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را بناگاه بشكافد، گل سرخ فلق بر لب‌هاي فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاري گردد. تا صبح بر اين شب سلام !

گزیده ی نوشته ای از زنده یاد دکتر علی شریعتی


چند دقیققه قبل مطلع شدم قراره جناب استاد حاج مهدی قاسمی، شب های قدر در مسجد همت تجریش مراسم احیاء برگزار کنند. مراسم از ساعت ۱۲ شب شروع میشه، ابتدا مداحی حاج حسن میرزایی ، بعد قرائت دعای جوشن کبیر و بالأخره سخنرانی و قرآ ن  سر گرفتن توسط استاد قاسمی.

امیدوارم مشمول دعای خیر دوستان عزیز در این شب های نورانی باشم. یا علی 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |
دوشنبه ۱۶/۶/۸۸

 

 هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند

 غافل از آنکه خداوند دل با کودکی دارد

که کفش هایش سوراخ است

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

یکشنبه ۱۵/۶/۸۸

- چند روزه کامپیوترم مورد عنایت ویروس های خطرناک قرار گرفته و آنتی ویروس هم از پس مهاجمین برنیومده، ویروس محترم از نوع خیلی خطرناک تشریف دارن چون با نفوذ به کائنات دستگاه، هر چند لحظه یه بار اتصال دستگاه به اینترنت رو قطع میکنن. خدا به خیر بگذرونه! اگه دیدید روزهای بعد خدای ناکرده خبری از ما نشد بدونید ویروس ها ضربه نهایی رو زدن. 

تکیه پائین جماران - یکشنبه 88/6/15 - ظهر 16 رمضان

 

- امروز هم جماران بودم، گفتند افتتاح مسجد باز تأخیر افتاده. از تاریخش چیزی نگم بهتره.

ظهرها در تکیه جماران آقای خسروی، از اعضای مجمع روحانیون مبارز سخنرانی میکنه، امروز حرف های خوبی در مورد ولایت فقیه و رهبری میزد. 

 

*    *    *   *   *    *    *    *   

- قابل توجه دوستانی که در مورد برنامه شب های قدر پرسیدن:

تا جایی که بنده خبر دارم جناب آقای قاسمی امسال در مسجد حصاربوعلی برنامه احیاء ندارند. 

حاج محمود کریمی هم امسال به جای چیذر، در مسجد الهادی مجیدیه برنامه داره.

در جماران هم شیخ محمود ریاضت سخنران مراسم احیاست.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

شنبه 14/6/88

عزیزی تعریف میکرد پریشب جناب استاد امجد رو توی حرم امامزاده صالح در تجریش دیده و التماس دعا گفته، همون موقع آقای امجد برگشته بهش گفته "چرا به من میگی؟ برو سراغ ابوالفضلِ ایران، اگه حضرت ابوالفضل در عراقه، یکی هم توی ایران داریم، همین امامزاده صالح" و این به جهت مشهور بودن امامزاده صالح علیه السلام  به اجابت حوائج و مقام والای اون حصرته.

امامزاد صالح، مسجد همت، بیمارستان شهدا و محدوده سر پل تجریش

این عکس رو که توش امامزاد صالح، مسجد همت، بیمارستان شهدا و محدوده سر پل تجریش پیداست، خرداد ۸۶ از شمال غربی کلکچال گرفتم

  امیرحسین مدرس چند روز پیش از این، چه زیبا نوشته بود:

"به پندار من، تهران همچون طومار گسترده ای است با میلیون ها امضای رنگارنگ و در تردد که آغاز و انجام این طومار را حضرت امامزاده صالح (ع) در شمیران و حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در ری مُهر مِهر زده اند. آستان مطهر حضرت صالح (ع) پناهگاهی است برای هر آنکه استین پاره ای دارد و دل شکسته ای و جان نیازمندی. کم پیش نیامده که به هنگام تشرف کسی را در حال رازگویی و اشکباری و نیاز ندیده باشی و چه حاجت ها که به واسطه فیض این بزرگزاده روا شده است ..."

 امامزاده صالح، گذشته ای نه چندان دور

 امامزاده صالح، گذشته ای نه چندان دور

شاید کمتر کسی در تهران پیدا بشه که تا حالا به زیارت این امامزاده واجب التعظیم نرفته باشه.

حرم شریف او، گنجینه ی ذیقیمتی است برای شمیران و یادگار و نمادیست از بارگاه مصفای برادر غریبش آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام.

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به :

سایت کتاب اول 

سایت امامزاده صالح

نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

جمعه ۱۳/۶/۸۸

این دو سه شب، به افطاری دادن و مهمانی رفتن گذشت، امشب نیز. معمولا ترافیک افطاری ها از نیمه ماه به بعد اوج میگیره.

با اینکه قرار بود مسجد جماران فردا افتتاح بشه ولی به خاطر تأخیر در تحویل بخشی از کار، افتتاحیه به دو سه شب آینده ، احتمالا شب نوزدهم، موکول شده. دیشب هم سری به مسجد زدیم، فکر نمیکنم به جز "سردر" و نصب دربها کار عمده ای مونده باشه. البته خیال ما که راحته چون مسئولیتی که در این زمینه داشتیم یه هفته ای میشه که به سرانجام رسیده.

* * *

 این هفته، مهم ترین خبر کشور، جلسات بررسی صلاحیت وزرای دولت دهم بود. مجلس تقریبا خوب عمل کرد، بخصوص در مورد ردی اعتماد ندادن به علی آبادی که قلوب ملت شاد شد. کاش میرکاظمی و دانشجو هم رأی نمیاوردن. در مورد اون دو تا خانم هم خیلی خوب شد که رأی نیاوردن . البته نمره منفی دیگه ای در پرونده آقای احمدی نزاد بخاطر کم لطفی به نظر علما ثبت شد و بهانه جدیدی در دست مخالفین دولت برای متهم کردن اون به دوری از مراجع. 

صحبت های فرمانده سپاه هم مهم بود. جالب اینکه از بین تمام کسانی که سردار جعفری اسم برده بود فقط ابوالفضل فاتح خیلی برآشفت و تلاش زیادی کرد اردات خودش به ولایت و رهبری رو، مفهوماْ و مصداقاْ اثبات کنه. مشکل فاتح تعصب بیش از حد روی میرحسینه. بیانیه مجمع روحانیون هم که متأسفانه تأییدی بود بر صحبت های جعفری.

نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

چهارشنبه 11/6/88

ظهر برای کاری میخواستم برم بازار، بهترین راه، استفاده از مترو بود. وارد ایستگاه مصلی که شدم دیدم جمعیت زیادی منتظر مترو هستن. اول فکر کردم به خاطر برگزاری نمایشگاه قرآن، این ایستگاه اینقدر شلوغه ولی از بقیه مسافرین شنیدم حدود 25 دقیقه ای میشه که معطلن. از بلندگوی ایستگاه مدام اعلام میشد به خاطر نقص فنی، قطارها با تأخیر میرسن. به هرحال یه ربع دیگه گذشت تا مترو اومد.

 اونجا که چیزی نشنیدیم ولی قبل غروب فهمیدم که علت تأخیر مترو، خودکشی یه نفر تو ایستگاه دروازه دولت بوده. وقتی فکرشو میکنم میبینم اگه صادق هدایت هم تو این روزگار میخواست خودکشی کنه؛ بهتر از ریل متروی تهران پیدا نمیکرد! البته اون کسی که امروز خودکشی کرد باید علاوه بر پاسخگویی در قبال این گناه بزرگ، برای ضایع کردن وقت ملت هم اون دنیا جواب پس بده. از این لحاظ باز صادق هدایت انتخاب بهتری کرد چون رفت پاریس و جایی خودشو کشت که ربطی به حق الناس نداشت. خودکشی هم خودکشی های قدیم!

اذون ظهر بود که رسیدم چهارراه گلوبندک. ما که شبها توفیق بهره مندی از برنامه مسجد ارک رو نداریم، گفتیم حداقل نمازمون رو اونجا بخونیم. هنوز که هنوزه به محض داخل شدن به صحن این مسجد قدیمی، یاد اون شب تلخ آتش سوزی میفتم. روح همه شهدای ارک شاد. قطعا مسجد ارک به عنوان پاتوق اصلی گریه و مناجات رمضان در ایران، توی تاریخ ثبت میشه، البته با چاشنی حرف های داغ حاج منصور.

مسجد ارک

 شبها اینجا (ارک) چه خبره! جای سوزن انداختن هم نیست.

بازار انگار شب عید، از بس شلوغ بود. بخصوص تعجب کردم از اینکه تو این هوای گرم ، وسط ماه رمضون، این همه زن و بچه توی بازار چه کار میکنن!

از وقتی مسیر گلوبندک تا ناصرخسرو، حالت پیاده رو و سنگفرش شده، به نظرم خیلی بهتر شده و حداقل این یه تیکه، ملت از دست موتوری ها، باربرها و پیاده روهای شلوغ  آسایشی دارن. عده ای هم با درشکه سواری حال میکنن!

مسیر گلوبندک تا ناصرخسرو

ضمنا امروز معدود روزه خورها خیلی تو چشم میزدن، جلو چشم همه، قلپ قلپ آب از بطری های تو دستشون (خیلی ببخشید!) کوفت میکردن! از همه بدتر و زننده تر روزه خوری توی حیاط مسجد امام بود.    

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

سه شنبه ۱۰/۶/۸۸

"خدا سایه بزرگترا رو از سر کوچیکترا کم نکنه، تا هستن وجودشون برکته"

این جمله رو همیشه مادربزرگم میگه.

 یه مصداق این برکت اینه که تا وقتی بزرگترا حضور دارن، به بهانه اونها هم که شده، اقوام هرچندوقت یه بار همدیگرو میبینن.

حالا تو این دوره زمونه که فرصت همنشینی اقوام نزدیک هم کم پیش میاد چه برسه به فامیل دور، به دعوت یه بزرگتر خوب به نام حاج محمد اژدری جمعی از خویشاوندان دور و نزدیک ما، هر سال برای یه شبم که شده دورهم جمع میشن و دور سفره افطاری منزل ایشون، دو سه ساعتی با هم هستن.

تو پرانتز عرض کنم: نمیدونم با این حرکت پرشتابی که جامعه ما به سمت و وسوهای دیگه داره، مفاهیمی مثل برکت، بزرگتر، با هم بودن، صله رحم و امثالهم چه سرنوشتی پیدا میکنن؟

امیدوارم هیچ وقت زندگی "بی برکت" نشه.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

دوشنبه ۹/۶/۸۸

برای من بیا امشب دعا کن

مرا از بند این دنیا رها کن

 

بیا و یک نظر بر من بیافکن

سپس من را به دردت مبتلا کن

 

مرا در آتش عشقت بسوزان

دل من را به رنگ خود حنا کن

 

بیا و با نگاهی در دل شب

مس من را به اشک خود طلا کن

 

همیشه من تو را خواندم و لیکن

شبی آقا - شما  من را صدا کن!

 

میان گریه هایت در شب تار

به عبد بی سر و پایت دعا کن
 
 
محمد رضا طاهری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

یکشنبه ۸/۶/۸۸

معمولا هر روز غروب برای افطار از نانوایی نزدیک منزل نون تازه میخرم، دیشب که مهمون داشتیم زودتر به نانوایی رفتم. از شانس ما، شلوغ تر از همیشه بود ولی امیدوار بودم و با یه حساب سرانگشتی حدس زدم که تا موقع اذان نوبتم میرسه. در همین افکار بودم که سر و کله ی یه ماشین پلیس پیدا شد و آژیری کشید. شاطر سریع شرفیاب شد و سفارش گرفت و برگشت. گفتیم لابد برای روزهای بعد سفارش گرفته ولی زهی خیال باطل، تعداد قابل توجهی از نون های تازه رو از تنور بیرون آورد و تفدیم افسر نیروی انظامی کرد. مرم زیر لب غرغر میکردن و میگفتن حالا یکی دو تا عیب نداره ولی این همه نون بی نوبت اون هم دم اذون که همه میخوان سریعتر به سفره افطار برسن، واقعا زور داره.

اعصابم خرد شده بود. از منزل هم تماس گرفتن و گفتن مهمونا اومدن و لذا خودمو سریعتر برسونم. ربنا تموم شده بود و سه نفر هنوز جلوتر از من تو صف بودن. ولی انگار امشب نیروی محترم انظامی کلید کرده بود روی این نانوایی و به این راحتی ها دست بردار نبود. آخه این بار یه تویوتا نیسان پر از سربازان جان برکف به طلب نان آمده بود. شاطر و کارگران نانوایی هم که انگار زبونشون رو قورت داده بودن با اشاره سر و دست اعلام کردن اولین نان هایی که از تنور بیرون بیاد بلافاصله تفدیم سبزپوشان ناجا میشه. دیگه واقعا کفر ملت دراومده بود و هر کس به نوعی اعتراض میکرد. از همه آشفته تر جوانی بود که جلوی من ایستاده بود و قریاد زد "شماها عوض اینکه مجری و حافظ قانون باشید، اول و آخر قانون شکنها هستید"

رگ های گردن جان برکفان برجسته شد، جوان بخت برگشته رو احضار کردن و نزدیک بود به خاطر اعتراض بر حقی که کرده بود، گوشمالی بدن. داد و بیداد بقیه مردم هم به جایی نرسید و باز نان های داغ و تازه به مأموران پلیس رسید. مردم بیتاب و روزه دار هم طبق عادت ملی! به جای فحش به خاطیان، شروع کردن به بد و بیراه گفتن به حکومت و حاکمان.

ده دقیقه از اذان مغرب گذشته بود که تازه به وصال نان بربری نائل گشتیم. وقتی به منزل رسیدم، مهمونا با نون بیات روزهای قبل، روزه شون رو باز کرده بودن. یعنی زمستون تموم شده بود و سیاهی مونده بود به من ذغال! 

به این ترتیب ،فقط به خاطر بی مسئولیتی و وظیفه نشناسی چند نقر از کوچک ترین عمال حکومت، چه راحت شرمندگی از آنِ ما شد و اون همه فحش و ناسزا نصیب جاکمان!           

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

شنبه ۷/۶/۸۸

ظهر جماران بودم. کارهای مسجد رو به اتمامه و دست اندرکاران پروژه وعده دادن که در روز میلاد امام مجتبی علیه السلام، مسجد افتتاح بشه. به نظرم "هشتی" مسجد، زیباترین قسمتشه، که بلافاصله پس از ورود توجه هر کسی رو جلب میکنه. باید از نزدیک ببینید. امروز دوربین همرام نبود تا عکس با کیفیتی از این هشتی بگیرم ولی فعلا همین عکس موبایلی رو داشته باشید تا بعد.

سقف هشتی مسجد جماران

بعد از ظهر هم سری به دوستان خوبم سید عماد و آقا مجتبی زدم، عرض خسته نباشید به این کسبه محترم شمیرانات!

آقا سید عماد عرفاتی دوست عزیزم

        عکس آقا مجتبی به درخواست خودش حذف شد.          

 

 

 

 

برای افطار یکی از مدیران وزارت نیرو که جزو بچه های جبهه و جنگه و از جانبازان شیمیایی، مهمونمون بود. هم انسان دانشمندی است هم بسیار پاک و باصفا. ناراحت بود از معرفی علی آبادی برای وزارت نیرو. واقعا هم جای ناراحتی و نگرانی داره که چرا باید فردی که سابقه ای در وزارت نیرو نداره و در مسئولیت قبلی خودش یعنی سازمان تربیت بدنی هم خوب عمل نکرده و ان قلت هایی در مورد خودش و اطرافیانش وجود داره برای این پست مهم معرفی بشه؟

 آقای احمدی نژاد برخی از وزرا و معاونینش رو بر اساس اختیاراتش جابجا کرده ، مثلا سعیدلو رو از معاونت اجرایی فرستاده تربیت بدنی، علی آبادی رو از تربیت بدنی برده نیرو، میرکاظمی رو که در مورد او نیز حرف و حدیث کم نیست در رأس وزارتخونه پر اهمیت نفت گذاشته، نجار نظامی رو از وزارت دفاع به وزارت کشور برده و ... .

سؤال من اینه: آقای احمدی نژاد مگه خود شما نبودید که بحق و بجا از دایره بسته مدیران در دولت های قبلی انتقاد میکردید و میگفتید مدیران رو فقط بین پستها پاسکاری میکردند. حالا خود شما دارید همین کارو میکنید، آیا فقط مدیران و وزرای منتقد و شجاع مثل صفار، اژه ای، لنکرانی و امثالهم جزو دایره بسته بودند و باید میرفتند و جایی در دولت جدید نداشتند؟

سؤال بعدی اینکه آیا اینهایی که جابجا کردید شایستگی و توانایی و تخصص سمت جدید رو دارند؟ شما چهارسال قبل افرادی رو که جزء مدیران رده چندم بودند وزیر کردید. بسیار خوب، حالا که بعد از این چهار سال این آقایون تجربه کسب کردند و با هزینه ملت و کشور، دوره آزمون و خطا رو پشت سر گذاشتند و موقع ثمردهی و به بار نشستن اونها شده، باید عوضشون کنید و به جای دیگری ببرید تا باز چهار سال رو به تجربه اندوزی بپردازند و لابد خود جنابعالی و حضرت مشایی همه اون وزارتخونه ها رو مدیریت کنید!

 واقعا به این سؤالها کی باید جواب بده؟

 امیدوارم مجلس به وظیفه خودش عمل کنه و چشم بسته رأی نده. گرچه متأسفانه نمایندگان شجاع و وظیفه شناس مثل توکلی و مطهری در مجلس کمیابند و اغلب نماینده ها بجای نگاه کلان و ملی، نگاه شخصی یا حداکثر محلی و منطقه ای دارند.

نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |
جمعه ۶/۶/۸۸

شاید از این به بعد جمعه ها نگاهی به هفته طی شده داشته باشم، شاید.

بنابراین روزنوشت جمعه هام احتمالا سیاسی تر از بقیه روزهای هفته بشه، شاید.


- میخواستم در مورد کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بنویسم، دیدم تقریبالبّ کلام رو، آقا مهدی طوسی در دیدار دو سه روز قبل دانشجویان با رهبر انقلاب گفته:

"سخنان و توضيحات رئيس‌جمهور را در خصوص انتخاب گزينه‌هاي معرفي شده از رسانه ملي شنيديم، بگذريم كه بسياري از اين توجيهات را منطقي نيافتيم و برخلاف ادعاي ايشان، اينگونه انتخاب و طرد بدون حجت برخي نيروهاي ارزشي، متخصص و توانمند را نشأت گرفته از تأثيرپذي ايشان از حلقه كردان، رحيمي و مشايي مي‌دانيم و ضمن اينكه به واسطه اين معلوم الحالان تاكنون دلخوري‌هاي زيادي براي مردم متدين و انقلابي ايران فراهم آمده است، اعلام مي‌‌كنيم كه جنبش دانشجويي مسلمان با هيچ فرد يا گروهي در پيگيري مطالبات مردم و رهبري عقد اخوت نبسته است."

فقط اضافه کنم خدا این مملکت و ملت رو از شر این مثلث (کردان - رحیمی - مشایی) حفظ کنه. معلوم نیست چی به خورد احمدی نژاد دادن که اینجور مریدشون شده و بی خیال این همه درخواست و هشدار و تهدید طرفداران و حامیان!

 

- درست در بحبوحه شایعات اونوری ها و اینوری ها در مورد تدفین های شبانه، مدیرعامل بهشت زهرا از سمت خودش خداحافظی کرد. مدیرعاملی که یادمه از زمان کرباسچی تا همین چند روز قبل، از جاش تکون نخورده بود. این وسط اعلام شد دلیل رفتن رضائیان بازنشستگی بوده.

آخه بدسلیقگی و نفهمی تا چه حد؟ واقعا میشد بهتر از این، کسی به تقویت شایعه کمک کنه؟ چه راحت آبرو میبرند!

 

- مجله همشهری جوان این هفته پر و پیمون تر از شماره های اخیره و حداقل در این ماههای رکود رسانه های مکتوب، روزنه امیدیست.  دو مطلب جالبش، یکی تاریخچه خیابون ولیعصر و دیگری در مورد امام موسی صدر از همه خوندنی تره.

 از فصلنامه های تخصصی خوب مثل "یادآور" و "سرزمین من" هنوز خبری نیست.

 

- خوشبختانه شایعه شیعه بودن انیشتین تکذیب شد.

 از بس ملت شایعه پذیر و شایعه دوستی هستیم اینقدر سرانه واردات شایعه زیاد شده!  

نوشته شده در تاريخ جمعه ششم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

پنج شنبه 5/6/88

اولین شب جمعه ماه رمضونه. به سرعت برق و باد نه، انگار به سرعت نور داره این ماه پرنور میگذره. به همین راحتی یک پنجم ضیافت پروردگارمون تموم شد.

خدایا هنوز خوابم، بیدارم کن تا به نیمه نرسیدیم. خدایا نمیخوام با این چشمای خواب آلود و پف کرده، سر سفره لیلة القدر بشینم، همین امشب بیدارم کن، عزیزم! همین امشب.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

سه شنبه ۳/۶/۸۸

استاد فاطمی نیاچند شب قبل، استاد فاطمی نیا مهمان برنامه ی "این شبها" بود. موضوع گفتگو هم "خواب و رؤیا" بود که سوژه ای جذابه و البته دونستنی های انسان راجع بهش خیلی کمه.

 آقای فاطمی نیا مطالب جامعی در مورد خواب از نگاه اسلام و بخصوص مسئله تعبیر خواب مطرح کرد از جمله این دو سه تا روایت که برای اطلاع دوستانی که برنامه رو ندیدن نقل میکنم:

 

  طبق فرمایش پیامبر اکرم (ص) خواب ها سه دسته اند :

۱- مژده و بشارتی از جانب خدا : بنابراین هر خوابی دیدید که به شما مژده و بشارتی میداد از طرف خداست و خوشحال باشید.

۲- حزن و اندوهی از جانب شیطان : استاد میگفت هر موقع خوابی دیدید که شما رو غمگین کرد و از کار و زندگی انداخت و به سمت اضطراب کشوند بدونید از طرف شیطانه، بنابراین بی خیالش بشید و جدی نگیرید و به خدا پناه ببرید.

۳- حدیث نفس و دغدغه های زندگی و افکار و اعمال روزانه

روایت دیگری از امام رضا علیه السلام خوندند که حضرت فرموده اند "من هر وقت خواب میبینم میگویم "خیر است"، و خیر واقع می شود." شما هم چنین کنید. 

و در حدیثی اومده که "هرگاه خواب بدی دیدید به شانه چپ برگردید (اگر بر شانه چپ بودید که همانطور بمونید) و سه بار بگوئید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم."

ضمنا خواب های خودتون رو پیش هر کسی تعریف نکنید مگر اهلش. چون خواب از اسرار انسانه.

در مورد کتاب هایی که به نام تعبیر خواب این سیرین در بازار موجوده گفتند این کتابها بی اعتبارند چون اصل کتاب تعبیر خواب ابن سیرین در دسترس نیست و تا به حال چاپ نشده. لذا اینهایی که در بازار موجوده جعلی و غیر قابل استناده.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

دوشنبه ۲/۶/۸۸

دوست عزیزم آقا رضا تاجیک + قابل دونستن و دیروز با یکی از اشعار قشنگشون در مورد ماه مبارک، قسمت نظرات وبلاگ رو مزین کردن. حیفم اومد این سروده زیبا فقط بین کامنتها بمونه.

تق تق صداي در شد و خواب از سرم پريد
بابا رسيد و گفت که ماه خدا رسيد
نان و پنير و سبزي و خرما به دست او
- دستم پر است اهل و عيالم کمک کنيد
ما پيشواز ماه خدا رفته بوده ايم
اين ضعف تشنگي که امان مرا بريد
امواج راديو همگي قاصدک شدند
رهبر هلال ماه خدا را به چشم ديد
جانم چه مژده اي چه خبر بهتر از همين
ماه عسل شد و دلم از سينه پر کشيد
مادر صدا زده:پسرم سفره را بچين
قند و شکر ببر که دگر چاي دم کشيد
با بوي آش رشته و نعناي داغ آن
ديگر ز گوشه ي دهنم آب مي چکيد
بابا کنار سفره ي افطار مي نشست
بازم تذکرات قديم و کمي جديد
- فردا به عهده ي تو ؛ نشد، با برادرت
بايد که نان سنگک و يا بربري خريد
امشب به بعد، بزم مناجات هم به پاست
در محفل محمد و منصور يا سعيد *
اقوام هم ز ما همه دعوت نموده اند
تک تک نوشته ام همه را بين سررسيد
يکشنبه خاله جان و سه شنبه عمو علي
جمعه عزيز و جمعه ي بعدش عمو حميد
چون که عموي من به شهادت رسيده است
يک روز مي رويم سر خاک اين شهيد
کي ميشود که خانه ي مادرزنم روم؟!!!
بابا: رضا,رضا....گل خواب از سرم پريد

*اشاره به مجالس مناجات حاج محمدرضا طاهری،حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان در ماه رمضان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |
یکشنبه ۱/۶/۸۸

۱- اخیرا سفرنامه حج + آقای رسول جعفریان* رو می خوندم که مثل همه نوشته های او ، پرنکته و سودمنده. لابه لای مطالبش، به نقل از یکی از روحانیون قدیمی تهران به نام  شیخ محمد باقر دشتیانه نوشته:آقای خاتمی در دوره سربازی

 "زمانی من برای پیگیری فرمان ده ماده‌ای امام به یزد رفتم. دو بار. پیش آیت الله خاتمی{پدر سید محمد خاتمی} رفتم. آنجا اصرار کردم که مصادره ها برگردد. بعد به من گفت: از قول من به آیت الله خمینی بگویید کار کلیدی به پسرم ندهید. زیرا پسر من اروپایی مسلک است. (العهدة علی الراوی). آن وقت، خاتمی وزیر ارشاد بود. من خودم رأی ندادم و به دیگران هم گفتم به او رأی ندهید."

  * محقق و مورخ، رئیس فعلی کتابخانه مجلس، از منتقدین رئس جمهور کنونی

 


میرحسین موسوی در دوران جوانی

۲- خبر رسیده + میرحسین موسوی قصد اثاث کشی به جماران و همسایگی با آقای خاتمی رو داره.

فارغ از مسائل سیاسی، امیدوارم این خبر صحت نداشته باشه و تحقق پیدا نکنه.

جمع شدن سیاسیون یک طیف در یک جا، جز اینکه باعث محدودیت و دردسر بیشتر برای مردم محل و افزایش نگاه امنیتی به اون منطقه بشه، حاصلی نداره.

آقای موسوی! در منزل فعلی بمونید، هم خدا راضی تره هم خلق خدا.


 ۳- از رفتن هلوها + متأسفم.

  امیدوارم هالوها جایگزین نشن. 

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط عبدالله گلباف |

جمعه 30/5/88

فرا رسیدن ماه زیبای خدا، رمضان، بر همه شما دوستان عزیز مبارک.

در شب ها و سحرهای پیش رو، اگه دلتون لرزید ... اگه بغضتون ترکید ... اگه گوشه چشمتون خیس شد ... اگه حالی دست داد ... کسی اینجا محتاج دعاست.

چند شب پیش کتابی کم حجم و در عین حال بسیار پر محتوا به دستم رسید تحت عنوان " ماه رمضان فصل شکوفایی انسان در پرتو قران" . این کتاب مجموعه ایست از سخنرانی های حضرت آیت الله ضیاءآبادی در مورد ماه مبارک. چند جمله ای از این سالک روشن ضمیر و عالم نورانی، هدیه به شما.


بسم الله الرحمن الرحیم 

یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون

روزه از آن جهت بر شما واجب شد که مجهز به جهاز تقوا شوید و در جرگه متقین درآیید. (بقره - 197)

آیت الله سید محمد ضیاءآبادی

سال های متمادی است که روزه میگیریم، آیا مشمول "لعلکم تتقون" شده ایم ؟ متأسفانه باید بگوییم خیر، ما خیلی هنر کنیم، ماه رمضان چند ساعتی از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات امساک می کنیم و اندکی فشار به خود آورده، از گناهان اجتناب می نماییم، ولی بعد از ماه مبارک، بار دیگر به حال خود بر میگردیم و همان می شویم که بودیم و حال آنکه  "لعلکم تتقون" از ما می خواهد که بر اثر روزه حقا متقی شویم و روح متقی آن نیست که تنها در ماه مبارک رمضان اجتناب از گناهان بنماید، بلکه متقی در همه حال و همه جا به یاد خدا و آخرت بوده و از تمام گناهان و سیئات اخلاقی و عملی در اجتناب می باشد و اینکه همه ساله ماه مبارک رمضان تجدید می شود، برای این است که ملکه تقوا سال به سال تجدید شده رو به شدت برود و بعد از سی سال و پنجاه و شصت سال و هفتاد و هشتاد سال، انسانی شود واقعا نورانی، افکار و اخلاق و اعمالش نورانی، یک موجود الهی که به هنگام ارتحال از دنیا همچون خورشید فروزان وارد عالم برزخ شود و روز حشر و رستاخیز عمومی هم، با قلبی سلیم وارد بر خدایش گردد.

بنابراین ما اگر منصفانه بخواهیم درباره ی خود داوری کنیم، باید اعتراف کنیم که ما آن بهره ای را که لازم بود از ماه رمضان های متعدد برگیریم نتوانسته ایم برگیریم، پنجاه شصت بار کنار سفره ی خدا نشستیم و برخاستیم، ولی مع الاسف نه صاحبخانه را شناختیم و نه از طعام های آسمانی اش بهره ای برده ایم و لذا شدیدا نیاز به تجدید نظر درباره ی خود داریم که تا دیر نشده و عمر زودگذر به پایان نرسیده به فکر تحکیم پایه ی ایمان و تحصیل ملکه ی تقوا که سرمایه ی حیات ابدی است بیفتیم و این همان طور که عرض شد، تنها راهش بر حسب استفاده از آیات و روایات عمل به وظاف دینی است. (صفحات ۲۱ و ۲۲)

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |
جهارشنبه ۲۸/۵/۸۸

دیشب برای نماز مغرب به مسجد علی بن الحسین علیه السلام رفتم. خلوت تر از همیشه بود. یادش بخیر یه زمانی هر هفته دوشنبه ها پاتوقمون بود. این مسجد همیشه شبهای سه شنبه به خاطر سخنرانی هفتگی آیت الله ضیاءآبادی شلوغ میشه و حتی حیاط مسجد رو برای نماز فرش میکنن، ولی دیشب سه شنبه بود.

بعد هم به اتفاق دو نفر از دوستان، آقا عماد و آقا مجتبی، برای شرکت در مجلس مناجات شعبانیه حاج محمود کریمی، به حسینیه نجفی در کامرانیه رفتیم ولی با در بسته روبرو شدیم. روی کاغذی که به دیوار چسبونده بودن نوشته بود "جلسه تعطیل است. زنگ نزنید". دلیلش رو نفهمیدیم. بنابراین دوستانی که قصد دارن برای دو سه شب آینده به این مجلس برن، بیخود زحمت نکشن. 

به جلسه مناجات که رامون ندادن، رفتیم پارکی بالاتر از "گل سنگ" شام بخوریم، لقمه اول پائین نرفته بود که نغمه شبانه حزب سبزها بلند شد. مرد میانسالی که از این سر و صدای بی موقع تعجب کرده بود، اومد سمت ما و پرسید چه خبره؟ گفتم هیچی دارن نمازهای قضاشون رو ادا میکنن!

 خندید. میگفت در محله اونها، نظام آباد، اصلا از این خبرا نیست.

نباید هم اونجاها خبری باشه.  شکم فقط وقتی سیر شد، ابوعطا میخونه! (هیچ ربطی هم به قورباغه و سربالا رفتن آب نداره!)

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

دوشنبه ۲۶/۵/۸۸

سلام و علیک هاشمی و احمدی نژاد در مراسم معارفه رئیس قوه قضائیه

حضور تعجب برانگیز آقای هاشمی رفسنجانی در مراسم معارفه رئیس قوه قضائیه و سلام و علیک او با احمدی نژاد، نقل محافل شده.

داشتم فکر میکردم اوضاع مملکت ما به چه روزی افتاده که خوش و بش کوتاه دو مقام عالی رتبه، اینقدر مهم تلقی میشه و یه مراسم مهم رو کاملا تحت الشعاع قرار میده.  

البته هر کس بنا به گرایش سیاسی خودش، این قضیه رو تحلیل می کنه ولی جالب تر از همه تحلیل کسی بود که امشب میگفت هاشمی به نیت نزدیک شدن به رئیس جدید دستگاه قضا و کشوندن او به سمت خودش ، در جلسه امروز حاضر شده.

به هر جهت دوستداران و دلسوزان وافعی انقلاب و کشور از چنین رخدادهایی، بعد از دو سه ماه اختلاف و کینه ورزی خوشحال میشن، امیدوارم خناسانی که در اطراف این چهره ها قرار دارن و عامل اصلی بلواها هستن؛ در صدد لوث کردن فضیه و آتش افروزی بیشتر نباشن.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

یکشنبه ۲۵/۵/۸۸

قابل توجه دوستان هم دانشگاهی، بخصوص امضاءکنندگان نامه اخیر + :

از پیگیری درخواستتان توسط رئیس جمهور ، کاملا ناامید باشید!

رئیس دانشگاه علامه در نزدیکی احمدی نژاد - 88/5/25

حاج آقا رو که دارید! ( عکس مربوط به همین امروزه یعنی ۲۵/۵/۸۸)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

پنج شنبه ۲۲/۵/۸۸

عرض سلام و ارادت و تبریک سالروز میلاد دردانه امام حسین، حضرت رقیه سلام الله علیها.

یکی دو روزه مشکلی در نمایش عکس های قبلی وبلاگم پیش اومده که البته تقصیر بنده نیست. سایتی که برای میزبانی و آپلود عکسهای وبلاگم استفاده میکردم، متأسفانه دو سه روزیه که دچار مشکل شده. چاره ای نیست جز اینکه چند روز صبر کنم، اگه اختلال سایت مورد نظر برطرف شد که هیچ، و الا مجبورم عکس ها رو در سایت دیگری مجددا آپلود کنم که البته وقتگیره.

تا بعد ...

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |
 

دوشنبه ۱۹/۵/۸۸

 شنیده بودم سیاسیون، اختلافاتشون رو سر سفره غذا و هنگام بخور بخور فراموش میکنن و مثل دو برادر کنار هم میشینن، ولی از نزدیک ندیده بودم تا همین اواخر.

 چند شب پیش به یه جشن عروسی دعوت شده بودیم که عده ای از چهره های دو طیف سیاسی کشور هم در اون حضور داشتن. یکی از این آقایون اصلاح طلب که از قضا در همین انتخابات اخیر از افراد خیلی فعال بود، اوائل مجلس سر میز ما نشسته بود و بحث داغی نیز جریان داشت، به زمان صرف شام که نزدیک شدیم این آقا تشریف بردن به میزی که کمی اون طرف تر قرار داشت و البته سه چهار نفر از رجال شاخص اصولگرا دورش نشسته بودن. اتفاقا اون حضرات هم این آقا رو حسابی تحویل گرفتن و در کنار یکدیگر و در اوج صمیمیت غذا رو میل کردن و بعد هم مشغول گپ و گفت و بگو بخند ، و ما مونده بودیم هاج و واج از این همه رفاقت و لطافت!

رفیقی گفت ای بابا، جوجه کباب خوردن که ربطی به چپ و راست بودن نداره!

 گفتم آره! نوش جونشون، ولی خدا کنه سیاسیون ما سر سفره بیت المال که میرسن دیگه این قدر با هم رفیق و دمخور نباشن.

ای کاش اگر رفیق گرمابه اند، رفیق گلستان نباشند!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

یکشنبه ۱۸/۵/۸۸

صبح برای کاری به بیمارستان نجمیه رفته بودم. ساختمون قدیمی درمانگاه که تقریبا در وسط حیاط و در محاصره ساختمونهای بی قواره ی بعدا اضافه شده به بیمارستان قرار داره، یکی از آثار تاریخی کشوره که خوشبختانه به ثبت ملی هم رسیده، البته انگار فقط نمای بیرونیش تاریخیه، چون وقتی داخل میشی فرقی با بقیه درمانگاهها نداره و دستخوش بازسازی شده.

بیمارستان نجمیه تهران

اونطور که قبلا شنیده بودم بانی این بیمارستان، خانم نجم السلطنه مادر دکتر مصدق، زنی نیکوکار و دلسوز بوده و جایی میخوندم که بعد از بیمارستان سینا، اینجا دومين بيمارستان رسمي تاسيس شده در ايرانه و در حال حاضر هم گویا این مجموعه در اختیار دانشگاه بقیة الله سپاه قرار داره.

سردر درمانگاه یا همون مریضخانه نجميه، با تزيينات مقرنس کاري گچي و کاشي خشتي در قسمت شرقي قرار داره که تاریخ تأسیس مریضخانه رو ذی الحجه ۱۳۴۵قمری و خرداد ۱۳۰۶ شمسی ذکر کره، به این ترتیب ۸۲ سال قدمت داره. آدرسش هم خیابون حافظ بالاتر از ساختمون بورس و پائین تر از پاساژ علاءالدینه.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

چهارشنبه ۱۴/۵/۸۸

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خدایا! فتنه فزونی گرفته است،بلا بزرگ شده است و آزمایش شدت یافته است.

 

خدایا! اسرار هویدا شده است و رازها برملا شده است و پرده ها افتاده است.

 

خدایا! زمین تنگی می کند و آسمان خودداری.

 

خدایا! و در این حال و روز ،شکایت جز به تو،به کجا می توان برد؟جز بر زانوی تو،سر بر کجا می توان نهاد؟جز به ریسمان تو،به کجا می توان آویخت؟جز در پناه تو،کجا می توان سکنی گزید؟و جز بر تو،بر که می توان تکیه کرد؟

 

خدایا! در سختی و آسانی تکیه گاه جز تو کیست؟و پناهگاه جز سایه سار مهر تو کجاست؟

 

خدایا! بر پیامبرت محمد و آل او درود فرست،آنان که اطاعتشان را بر ما فریضه شمردی و بدین سان،شأن و منزلتشان را به ما شناساندی.

 

خدایا! تو را سوگند به حق این عزیزان که باران گشایشت را بر ما ببار و از آستان فرجت نسیمی بر این دلهای خسته جاری کن.

 

خدایا! طاقت تمام شده است.شکیب سرآمده است،کارد به استخوان صبوری رسیده است.

 

خدایا! هم الان ما را برهان.رهانیدنی به سرعت برق نگاه یا کمتر از آن.

ای پیامبر! ای وصی! ای علی! ای محمد! یاری ام کنید که شمایید یاوران من و دست اضطرار مرا در پناهگاه دست خویش بگیرید که دستی چنین با کفایت تنها از آن شماست.

 

مولای من! امام زمانم! این تو و این دستهای استیصال من! این تو و این فریاد استغاثه من! این تو و این چشمهای اشکبار من!

 

به فریادم برس! مرا دریاب!

دعای فرج امام زمان(عج)

ترجمه سید مهدی شجاعی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

دوشنبه ۱۲/۵/۸۸

عطریانفر و ابطحی در کنفرانس خبری پس از دادگاه

این روزها به هر کدوم از دوستان که می رسیم بیش از هر چیز، صحبت دادگاه متهمان مخملی رو پیش می کشند و غالبا اظهارات آقایان ابطحی و عطریانفر رو باور نکرده اند. دوستانی که گرایش اصلاح طلبانه دارند این اعترافات رو نتیجه شکنجه و فشار میدانند و دوستان اصولگرا، به خاطر سابقه این حضرات نمی توانند باور کنند که چنین اشخاصی به این زودی دست از مرامشون بکشند و معتقدند اینها دچار دورویی و نفاق هستند و به خاطر رهایی  از زندان و تکمیل پروژه مخملی، این اعترافات رو به زبان آورده اند.

بنده هم فارغ از اینکه بخوام در مورد دلایل بیان اعترافات عجیب این آقایان قضاوت کنم، این دو سه روزی که از برگزاری دادگاه گذشته هنوز نتونستم قضیه رو هضم کنم. چطور میشه باور کرد یک عنصر سیاسی، با سابقه سالها فعالیت جدی، حالا این گونه روی گذشته خودش، روی مرام و عقیده خودش خط بکشه و اینچنین خطبه پشیمانی یخونه؟

به طور مشخص عطریانفر رو بنده به دلایلی که بماند، بهتر از خیلی ها میشناسم، او  آدمی نیست که ولو با شکنجه دست از حرف و اعتقاد خودش برداره. کسانی که از نزدیک عطریان رو میشناسند میدانند او چه ذهن برنامه ریز، تحلیل گر و با ثباتی داره و گزافه نیست اگه بگیم می تونه سیر تحولات آینده رو دقیق ترسیم کنه. او برخلاف حرف دیشبش که گفت دچار "خلط عظیم" شده و قاطی کرده، صاحب ذهنی مهندسی و منظمه. اینها نه تمجید از شخص عطریانفره و نه بزرگنمایی خطر او. بلکه مقصودم اینه که بر فرض محال اگه باور کنیم ابطحی از مسلک سیاسی خودش برگشته و ارادتمند رهبری و نظام شده، چنین چیزی به طور مطلق در مورد عطریانفر قابل تصور نیست.

البته در مورد بخشی از این اعترافات که سیر حوادث و ارتباطات گذشته رو بیان میکرد شاید بشه به عنوان شواهد و مدارک استفاده کرد، اما در مورد کلیت این سخنان، تردیدهای جدی وجود داره. اعترافات این دو نفر بیشتر از آنکه موجب تنویر افکار بشه، ابهام آفرینی کرد . باید منتظر ادامه محاکمات بود تا ببینیم آیا چهره های بعدی هم اینگونه مشتاقانه به آغوش انقلاب بر میگردند!  

در این زمینه بخوانید:

اعترافات ابطحی را باور کنیم؟! (آهستان)

آیا اعترافات افکار عمومی را قانع کرد؟(جهان نیوز)

هشدار (الف)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

دوستی داریم که زبانی گزنده تر از مار و عقرب دارد ... هر از چندی به روش های گوناگون از جمله با کامنت های توهین آمیز (که ترجیح میدم نمایش داده نشن) تلاش می نماید بنده را به خاطر استفاده از نام شمیران برای وبلاگم تحقیر کند...

بنده انتساب به این شهر و آن محل و فلان منطقه را نه سبب افتخار می دانم نه باعث خفت و این تفکر را که اهل جایی بودن ، عزت و پرستیژ می آورد یا به عکس آبرو می برد، از تفاله های تفکر نژادپرستی می دانم. بنابراین اگر کسی مثل این دوست فکر می کند هدف من از ایجاد وبلاگی به نام شمیران ، بالا بردن خودم و پز دادن است سخت در اشتباه است. معتقدم اساسا این خود انسان است که با تلاش و همت خود، برای خویشتن عزت و آبرو می آفریند نه انتساب به یک شهر یا یک طایفه و نژاد:

من شرف و فخر خویش و آل و تبارم         گر دگری را شرف به آل و تبار است  

و باز معتقدم مهم ترین چیزی که می تواند مایه مباهات و تفاخر باشد، شیعه اهلبیت بودن است.

 اما برایم جالب است که یک دوست، بنده را که زادگاهم شمیران است و شناسنامه ام صادره از تجریش و مادرم اهل شمیران و در عین حال علاقه و نیازی به شمیرانی نامیدن خود ندارم، به صرف نامگذاری یک وبلاگ، سرزنش می کند. من کی ادعا کردم شمیرانی هستم؟ کجای وبلاگم نوشته ام من شمیرانی ام؟ ایها الناس بنده شمیرانی نیستم و فقط این دوست مدعی، شمیرانی است! اما حق دارم زادگاهم و وطن مادری ام و محل زندگی ام را دوست داشته باشم و نام وبلاگ شخصی ام را به خاطر این عشق و علاقه شمیران بگذارم. آیا این جای کسی را تنگ می کند؟

 آن دوست شمیرانی الاصل!!! که خوش می داند کجایی است، مطمئن باشد یک وبلاگ نه کسی را شمیرانی می کند نه کسی را کرمانی. و باز هم بداند نه کرمانی و مشهدی بودن بنده را پائین می آورد نه شمیرانی بودن او را بالا می برد. بنده عبدالله گلباف کرمانی هستم نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. بنابراین امشب راحت بخواب دوست عزیز! 

با همه این حرف ها، ناگفته نماند که مدتی است از انتخاب یک نام جغرافیایی برای وبلاگم، پشیمان شده ام، البته دلیلش خزعبلات آن دوست نیست، بلکه فکر میکنم انتخاب یک نام جغرافیایی و محلی، برای نویسنده محدودیت ایجاد می کند و باعث می شود اکثر بینندگان وبلاگ توقع داشته باشند عمده مطالب ، مرتبط با منطقه باشد. کما اینکه خیلی از افرادی که بنده را در محل می شناسند و این وبلاگ را دیده اند، هرگاه مطلبی یا عکسی خارج از موضوع شمیران می گذارم، غالبا ایراد می گیرند. در حالی که هدف من از ایجاد این وبلاگ بیان نظرات شخصی ام در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی و در کنار آن مطالبی در مورد شمیران و جماران و ضمنا نمایش عکس هاییست که می گیرم. از سوی دیگر تغییر نام وبلاگ بعد از قریب به دو سال فعالیت و پیدا کردن مخاطبان و همراهان همیشگی، چندان جالب به نظر نمی رسد.

 قصد دارم از این به بعد بیشتر از قبل به بیان نظرات و تحلیل هایم پیرامون مسائل روز و موضوعات اجتماعی سیاسی بپردازم و البته کماکان از پرداختن به شمیران و نمایش عکس ها غافل نیستم. اما به هر حال صبغه این وبلاگ از این به بعد بیشتر سیاسی اجتماعی است.  

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

به طور اتفاقی مطلب عجیبی رو دیدم . شاید شما قبلا دیده باشید.

در شهر رشت ، دو طرف یک پل که با هزینه ۳ میلیارد تومانی ساخته شده،به خاطر اشتباه محاسباتی اولیه ، امکان اتصال نداره! این هم عکسش.

پل جانبازان رشت

اگه دنبال روضه کامل هستید ، اینجا رو ببینید.

پل جانبازان رشت

به نظر شما آیا بسیاری از ناکامی ها و مشکلات کشور ما، در اغلب زمینه ها، علیرغم همه زحمات و کوشش ها و هزینه هایی که از جیب ملت میشه، ناشی از همین اشتباهات ساده! محاسباتی نیست؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم مرداد 1388 توسط عبدالله گلباف |

صحنه ای از فیلم درباره الی

یکی از روزهایی که مشهد بودم به تماشای فیلم درباره الی رفتم. با اینکه سر و صداها و حواشی زیادی در مورد این فیلم از چند ماه قبل راه افتاده بود اما دلیل رفتن من به سینما اینها نبود، بلکه مکرر شنیده و خونده بودم که فیلم جدید اصغر فرهادی، فیلم استخونداریه و این برام کافی بود، و البته همین ملاک موجب میشه که در طول سال شاید یکی دو بار بیشتر پام به سینما باز نشه. خوشبختانه از سینما که بیرون اومدم، بابت وقت و هزینه ای که برای دیدن این فیلم صرف کرده بودم احساس پشیمونی نداشتم.  

دو تا نکته در مورد این فیلم به ذهنم رسید :

1-  کلیدواژه ماجرای "درباره الی" چیزی نیست جز دروغ. این فیلم به خوبی نشون میده که چه جوری دروغ، دروغ میاره. ثابت میکنه که دروغ، کوچک و بزرگ نداره. میفهمونه که دروغ ام الفساده و مصیبت ساز.

2-  "درباره الی" داستان سرگشتگی یه جمع بی بزرگتره؛ آینه تمام نمای حیرون موندن چند تا جوون گرفتار که همگی به اندازه هم پیرهن پاره کردن یا نکردن و بینشون از ریش سفید خبری نیست.

 اتفاقا در شرایط فعلی جامعه ما بد نیست بعضی ها ، ضررهای محروم بودن از یک فصل الخطاب و بزرگتر رو، حداقل در ابعاد یک فیلم ، به چشم ببینن. خدا رو شکر که که ایران بزرگتر داره.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام تیر 1388 توسط عبدالله گلباف |

هتاکی های اخیر یک فسیل تاریخ مصرف گذشته ، گرچه مشمئز کننده است ولی نگران کننده نیست. چرا؟ چون تا به حال کسی این عنصر تندروی بی عقل رو عددی به حساب نیاورده که حالا بخوایم از مزخرفاتش نگران بشیم. از فردی که تعادل روانی نداره، چه توقعی جز لاطائلات بافی؟ خیلی گنده تر از او قبلا نهایت تلاششون رو به کار بردن تا چهره مردان الهی رو تاریک جلوه بدن، اما فلک زده ها نمیدونستن نور خدا با این فوت ها خاموش شدنی نیست.

 

    یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم ویأبی الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون

می خواهند که نور خدا را به گفتار جاهلانه خود خاموش کنند، ولی خدا نگذارد، تا آن که نور خود را به کمال رساند؛ هر چند کافران از او ناراضی باشند

قران کریم - سوره توبه - آیه ۳۲

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 توسط عبدالله گلباف |

روحانی خوشفکر ، جناب محمدرضا زائری به عنوان آخرین پست وبلاگش، مطلب نغزی در مورد حوادث اخیر نوشته که بسیار خوندنیه. وقت کردید با دقت بخونید.

 

لینک مطلب آقای زائری

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 توسط عبدالله گلباف |

صحبت ها و درددل های دیشب حاج محمود کریمی برای افرادی مثل من که در طول هفت هشت سال گذشته پای ثابت برنامه های او  در امامزاده علی اکبر چیذر بوده ایم، ناراحت کننده و تأمل برانگیز بود. محض اطلاع دوستانی که از قضیه خبر ندارند باید عرض کنم که دیشب حاج محمود در پایان جشن میلاد امیرالمؤمنین علیه السلام ، با ابراز گلایه شدید از برخوردهای اخیر برخی اشخاص از جمله همسایه ها و فشارهای وارده بر خود و خانواده اش (که احتمالا به خاطر موضع گیری صریح او در حمایت از آقای احمدی نژاد، به ویژه در جریانات پس از انتخابات تشدید شده) و دلایل دیگر، اعلام کرده که تا شش ماه آینده هیچ برنامه ای در چیذر نخواهد داشت و به نوعی با هیأت رزمندگان شمیرانات خداحافظی کرده.

 

البته حاج محمود کریمی از همون ابتدای حضور در چیذر یعنی در سالهای ۷۹-۷۸ با مخالفت های قابل توچهی روبرو بود. این مخالفتها بیشتر از سوی متولیان برخی هیأت های مذهبی شمیران و بعضی مداحان منطقه ، غالبا با انگیزه حسادت ابراز میشد و حتی در مقطعی، گروهی در صدد جمع آوری استشهادیه با امضای خانواده شهدا علیه حاج محمود برآمدند که خوشبختانه موفق نشدند. در سالهای اخیر هم محتوای برخی از روضه ها و نوحه های حاج محمود و سبک عزاداری در مجالس او، انتقاد برخی از روحانیون معروف تهران و شمیران رو برانگیخته بود. به گونه ای که برخی از وعاظ به طور علنی، حضور در مجالس حاج محمود رو تحریم کرده بودند. البته به تدریج از حجم مخالفتها کاسته شد.

سعید حدادیان،محمود کریمی و محمدرضا طاهری در میتینگ انتخاباتی احمدی نژاد - سال 84

سعید حدادیان،محمود کریمی و محمدرضا طاهری در میتینگ انتخاباتی احمدی نژاد - سال 84

 در چند ماه اخیر دو قضیه باعث شد که نام حاج محمود بیشتر بر سر زبونها بیفته. یکی تذکرات او در شبهای محرم به افرادی که نظم عزاداری رو رعایت نمیکردند که باعث شد برخی خبرگزاری ها و سایتها حملات شدیدی علیه حاج محمود داشته باشند. ماجرای دوم که مهم تر بود حمایت آشکار او در کنار مداحان برجسته ای چون حاج منصور ارضی ، سعید حدادیان و محمدرضا طاهری از نامزدی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری و انتقاد شدید از استفاده حامیان آقای میرحسین موسوی از رنگ و نمادهای سبز به عنوان سمبل های مقدس تشیع بود. حضور پررنگ حاج محمود در میتینگ انتخاباتی آقای احمدی نژاد در مصلای تهران و صحبت های وی علیه مخالفین احمدی نژاد در آخرین جلسه هیأت قبل از انتخابات، نام او را بیش از پیش مطرح کرد و موجب بروز حساسیت ها و انتقادات جدیدی علیه وی شد.

 معتقدم بخش عمده ای از حملات علیه هیأت ها و مداحان از جمله محمود کریمی، با اغراض سیاسی و به صورت کاملا حساب شده و البته از روی عقده گشایی صورت گرفته و میگیرد. هدفشان هم مشخص است : تضعیف جایگاه هیأت های مذهبی در چشم مردم و جلوگیری از نقش آفرینی مداحان برجسته در عرصه انتخابات و مسائل کشور. بنده موافق موضع گیری های تند و تیز برخی مداحان و بطور مشخص اغلب مواضع سیاسی حاج منصور نیستم ولی نمیتوان به این بهانه، چشم بر تخریب و تضعیف هیأتها و عزاداریها و مناسک مذهبی بست.

 در این بین صدالبته انتقادات خیرخواهانه ای نیز نسبت به اشکالاتی که در رفتار و گفتار مداحان و سبک سوگواری در بعضی مجالس وجود داشته و دارد، و بخصوص پس از تذکرات رهبری، برخی مداحان که حاج محمود کریمی نیز در زمره آنان است، در صدد رفع ایرادات برآمدنده اند. اما حساب این انتقادات دلسوزانه از هجمه های مغرضانه عناصر سیاسی و به اصطلاح روشنفکر جداست.  

مداحی محمود کریمی در بیت رهبری  

 از نگاه من حاج محمود کریمی مثل هر انسان دیگر، بی عیب و نقص نیست و بخشی از انتقادات دلسوزانه ای که در مورد وی مطرح شده، قابل پذیرشه، ولی آیا برخوردهای غیر منطقی و نادرست از جنس برخوردهایی که در صحبتهای دیشب او بیان شد قابل دفاعه؟ تحقیر یک شخص و خانواده اش به خاطر موضع گیری او در انتخابات، آن هم از سوی افرادی که به واسطه زندگی در بالای شهر خودشون رو بافرهنگ تر از بقیه میدونن، یک رفتار انسانیه ؟

حضور احمدی نژاد در هیأت رزمندگان شمیرانات - محرم 87

حضور احمدی نژاد در هیأت رزمندگان شمیرانات - محرم 87

 حاج محمود کریمی در کنار نقطه ضعف هایی که داره، ارزشها و نقاط قوت زیادی هم داره که متأسفانه عده ای بی انصاف چشم دیدن این نقاط مثبت رو ندارن. هنر مداحی و صدای او، تسلط کافی بر دستگا هها و ردیف های آوازی ایرانی که از لوازم مداحی است، شعر شناسی و توان شاعری او، هنر جذب عده زیادی از جوانان به مجالس اهل بیت، و مهمتر از همه اینها روحیه ولایت پذیری و ارزشمداری او، از جمله نقاط قوت بزرگی است که در حاج محمود کریمی جمع شده.

 

کلام آخر ؛ گرچه از تصیم حاج محمود برای رفتن از هیأت رزمندگان شمیرانات، ولو به صورت موقت، خیلی متأسفم و امیدوارم مسئولین هیأت مانع بشن، ولی محمود کریمی چهره ماندگار عرصه مداحی اهل بیت خواهد ماند. حاج محمود همیشه حاج محموده، چه در چیذر چه هر جای دیگر.


یک توضیح : بر اساس شنیده های موثق، حاج محمود آقای کریمی، نیمه شعبان در چیذر برنامه خواهد داشت و گویا زودتر از آنچه تصور میشد در تصمیمش تجدید نظر کرده،در هر صورت خدا رو شکر!   ۸مرداد۸۸

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط عبدالله گلباف |

حرم رضوی 12تیر 88 - عکس از عبدالله گلباف

زیارت حضرت رضا سلام الله علیه، بعد از روزهای پرالتهاب و دغدغه آمیز اخیر، حقیقتا آرامش بخش بود. امیدوارم آستان بوسی سلطان به زودی قسمت همه شما بشه. 

 

ضمنا سالروز میلاد آقا امیرالمؤمنین رو تبریک عرض میکنم. چه نعمتی است نعمت ولایت. باز هم تبریک.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط عبدالله گلباف |
Blog Skin